صدا
وسیما که همچون آیینهای صاف به انعکاس اتفاقات میپردازد از تنبیه یک
دانشآموز توسط یک معلم هم نگذرد .اما چرا در اسفند 85 هنگامی که 30 هزار معلم
خواستههای صنفی خود را روبروی خانهملت فریاد زدند رسانهملی - دولتی - هیچ خبر و گزارشی پخش نکرد . به نظر
میرسد گوشهای رسانهملی گاه غرش شیر را نمیشنود و در صورت لزوم نجوای مورچگان را میفهمد
.
* در سال 1382 وزارت فرهنگ
وارشاد اسلامی پژوهشی گسترده در دهها شهر ایران انجام داد تا مشخص شود محبوبترین
افراد جامعه چه کسانی هستند نتیجه برای آنها شگفتانگیز بود .
معلمان. 
* - بنگاه دار 74 درصد کم و 4 در صد زیاد – راننده تاکسی 33 درصد کم و21 در صد زیاد – پزشک 12 درصد کم و56 درصد
زیاد –تجار و بازاری 53 درصد کم
و10 درصد زیاد –مدیران دولتی 34 درصد کم
و22 درصد زیاد – معلمان 5 درصد کم و77
درصد زیاد –روزنامه نگار 24 درصد کم
و33 درصد زیاد –اساتید دانشگاه 6 درصد کم
و71 درصد زیاد –ورزشکاران 8 در صد کم و62
درصد زیاد –روحانیون 28 در صد کم و41
درصد زیاد. این آمار وارقام بدین
معناست که تنها 5 در صد مردم به
معلمان اعتماد چندانی ندارند و77 در صد مردم به این قشر اعتماد بسیار دارد
.
* در دو سه سال اخیر تلاشهای بسیاری برای
همسانسازی اعتماد عمومی به کار رفته است !!! .راحتترین اقدام ، کاهش محبوبیت معلمان است . اینکه گاه در
رسانهها میشنویم کار معلمی راحت است تعطیلات زیاد دارند و شایعه
میشود حقوق تابستان قطع میشود در این راستاست . *تنبیهبدنی بسیار
ناپسند است اما یک بیماری درازمدت در
فرهنگ ماست و نیاز به تحقیق و بررسی دارد وگرنه بخشنامهی ممنوعیت تنبیه بدنی
70 سال است به مدارس ابلاغ میشود و معلم هم میداند اگر دانشآموزی
بیاموزد یا نیاموزد تاثیری بر حقوق و مزایایش ندارد اما چرا باز گاه شاهد
تنبیهبدنی هستیم
*به نظر
میرسد مهمترین وتنها
سرمایهی معلم که اعتماد عمومی است به صورت برنامهریزی شده مورد تهاجم
قرار گرفته است . معلم سرمایهی مادی ندارد یک ساعت برنامهی رادیو -
تلویزیون در اختیار ندارد یک نشریه ، یک صفحه از نشریه ، و حتی یک ستون از روزنامه
در اختیار ندارد تنها به پاس حضور در شهر و روستا و آموزش کودکان و نوجوانان
اعتماد عمومی را دارد که آن نیز مورد
تهدید است .

