ج) ایجاد زمینه ی خلاقیت آموزشی برای معلمان باعث « کرامت بخشیدن معلمان می شود. زیرا با این کار نظام آموزشی برای دانش ، تجربه وتلاش هر فرهنگی ارزش قایل شده است.در حقیت در نظامهای ناکارآمد هرفرهنگی یک سرباز آموزشی محسوب
می شود او موظف است وظایفی که برای او تعیین کرده اند انجام دهد. اما در یک نظام پویا هر فرهنگی یک کارشناس آموزشی است که می تواند براساس دانش ،تجربه و با مشورت همکاران به برنامه ریزی و اجرای اهداف آموزشی بپردازد.
د) در یک نظام آموزشی خلاق، معلم و دانش آموز در فضایی شاداب به کار می پردازند. وتلاش می شود از وسایل وابزار در دسترس بیشترین استفاده شود. در حالی که در یک نظام ناکارآمد دانش آموز خود را موظف می داند در ساعاتی معین مطالبی مشخص را حفظ کند و بعد از این ساعت، به سرعت از محیط آموزشی فرار می کند .
ه ) در نظام آموزشی خلاق سلسله مراتب اداری باید به نحوی باشد که هر فرد ، مافوق خود را از لحاظ تجربه ، دانش یا خلاقیت بالاتر از خود بداند تا با اعتماد، دستورالعمل ها را اجرا کند بهتر است مسئولیت ها انتخابی و براساس معیارهای واضح باشد.
میزان خلاقیت در هر زمینه با مقدار اختیار ارتباط مستقیم دارد بنابراین نخست باید دانست در دایره تعلیم وتربیت ، مدیر ومعلم چه اندازه دارای اختیارهستند. همهِ مدارس ایران در صبح اولین روز ماه مهرآغاز به کار می کند. همه ی کلاسهای هم پایه، کتاب درسی یکسانی دارند . هر معلم موظف است در ساعاتی که برای او معین می شود درسی را تدریس نماید. سختی یک درس ویا تعداد زیاد شاگردان هرگز دلیل نمی شود ساعات تدریس یک واحد درسی افزایش یابد. از لحاظ تعداد دانش آموزان هر کلاس ، اگر چه حداقل ها وحداکثرهایی وجود دارد . اما متاسفانه بیشتر به حداقل ها توجه می شود. وجه بسا کلاسهایی که با 50 تا60 دانش آموز تشکیل می شود و معلم موظف است در آن به تدریس بپردازد . از لحاظ شیوه ی تدریس، اگر چه ظاهراً هیچ مانعی وجود ندارد اما به دلیل نبود بودجه در مدارس ونبود سیاستهای تشویقی ، همیشه بهترین شیوه تدرس ، استفاده ازگچ وتخته سیاه است .
هر دانش آموز موظف است از شنبه تا پنج شنبه در جایی که تعیین شده بنشیند وبه گفته های معلم گوش فرادهد . درحالی که ممکن است آن مطالب را بداند ومعلم آ ن را برای شاگردان ضعیف تکرار کند . در کلاس به دلیل حضور شاگردانی با استعدادهای متفاوت ، فرصتی برای پرسشگری دانش آموزان تیزهوش وجود ندارد .علاوه بر آنکه دانش آموز دیرآموز نیزباید با او رقابت کند که دراین راه موفقیتی کسب نمی کند و معمولاً به ترک تحصیل دیرآموز منجر می شود. اگربعد ازساعات آموزشی در سالن یک واحد آموزشی بایستیم مشاهده می شود دانش آموزان با چه سرعتی از فضای آموزشی خارج می شوند که علت آن اجبارها ومحدودیت های محیط آموزشی در ایران است.
اختیارات مدیران در مدارس ایران
هیچ بنی بشری نمی داند چرا به افرادی که در مدرسه به رتق وفتق امور می ÷ردازند مدیر می گویند.تقریباً مدیران مدارس هیچ اختیاری ندارند. هر دانش آموزی که به آنها مراجعه کرد باید رایگان ثبت نام شود .آنها حق انتخاب معلم را نیز ندارند ساعات کار و منابع آموزشی معین است. بودجه ی هر واحد آموزشی نیز مشخص است. حقوقی که دریافت می کنند ثابت است و هیچ ارتباطی با افزایش فعالیت های او در و در مدرسه ندارد. برای آشکارتر شدن این موضوع می شود مربی تیم فوتبالی را در نظر گرفت بازیکنان ، ساعات تمرین و نوع تمرینات را او تعیین نمی کند.(معلمان ، ساعات تدریس ومنابع آموزشی )

