جمعه پنجم بهمن 1386
عابر بانک

در روزگار ما وسایلی برای آسایش آدمی ساخته شده است که باعث می شود کارها زودتر وبهتر وراحت ترانجام شود .اما چون هنوز کشور ما کاملاً صنعتی نشده گاه این وسایل مشکلاتی را هم بوجود می آورد نمونه ی آن خودپردازهای بانک است .در شهر ما حدود 10 شعبه دارای این دستگاه است اما گاهی وقت ها هر یک بنا به دلایلی خدمتی ارائه نمی کنند .چند روز قبل به 300 هزار تومان نیاز داشتم باشادمانی از اینکه در حسابم بیش از این مبلغ موجود است از خانه بیرون آمدم کارت را در اولین دستگاه گذاشتم وکلیدها را زدم نوشت:ـ« مشتری عزیز پول موجود نیست .امروز برو فردا بیا !! »کارت را برداشتم به عابر بانک دوم رفتم پیغام داد: آقای محترم 3 روز است دستگاه خراب شده رئیس بانک هرچی به تعمیر کار زنگ می زند طرف گوشی را برنمی دارد رئیس گفته اگه امروز پیداش نکنیم باید با تهران تماس بگیرم .به عابر بانک سوم رفتم نوشت :سلام خسته نباشی آخر برجه پول موجود نیست از دوستی، آشنایی یه مقدار دستی بگیر کارت راه بیفته تا بعد بهش پس بدی .اگر یک نفر راسراغ داری کلید1 واگه سراغ نداری کلید 2 را فشار بده . من کلید 2 را فشار دادم روی صفحه عابر بانک این جمله ظاهر شد این دیگه مشکل خودته !!به سراغ عابر بانک بعدی رفتم کارت را توی دستگاه گذاشتم ورمز خود را وارد کردم دستگاه چند لحظه توی چشمای من خیره شد و نوشت :پول دارم زیاد هم دارم اما به تو یکی نمی دم ؟ اگه می پرسی چرا کلید 1 را فشار بده وگرنه کارت خودت را بردار وبرو .کلید 1 را فشار دادم این جمله آمدم :چون تو مشتری ما نیستی ما آخر برج فقط به مشتری های خودمون پول می دیم حالا کارتت را بردار وبرو بزار یه کم هوا بخوریم .با دلخوری کارت را برداشتم وگفتم فقط به سراغ یک عابر بانک دیگه می رم . کارت را داخل دستگاه گذاشتم نوشت: عزیز من این پنجمین عابر بانکی که سر زدی مگه تو حرف حسابی توی گوشت فرو نمی ره گفتیم آخر برجه پول نیست از یک نفر قرض کن. مگه نمی دونی تمام عابر بانک ها مثل دستگاه اعصاب به هم متصلند. امروز چوب خطتت پر شد کارت جنابعالی توی دستگاه می مونه یک ماه دیگه بیا از همین بانک مجاور تحویل بگیر .ناراحت شدم التماس کردم صفحه عابر بانک را بوسیدم اما متاسفانه کارت را پس نداد !!!!!


.jpg)