من در اين نوشتار قصد بررسي دقيق اين موضوع را ندارم بلكه مي خواهم راجع به ضمانت بانكي بنويسم . يك بانك محترم 10 ميليون وام مي دهد وبعد 18 ميليون بازپس مي گيرد . خب بازپس بگيرد بهره كه نيست كارمزد است . اما براي پرداختن اين وام به مشتري مي گويد ضامن تو بايد كارمند وبه ويژه فرهنگي باشد . فرهنگي محترم صبح تا ظهر مدرسه بوده خسته وكوفته به خانه مي آيد ميبيند فرد محترمي با گردن كج دم در خانه ايستاده همسايه يا فاميل دورست و بعد چند برگه به معلم مي دهد امضا كند . اگر امضا كند هر روز بايد در نمازهاي پنجگانه دست به دعا بردارد كه اي خدادند او را سلامت بدار تا كار كند به او اراده اي ببخش تا سر موعد وامش را بپردازد. وحال اگر ضامن شدي و قسط هايش را نپرداخت دنبالش بگردي و با احترام تمام از او بخواهي كه قسطهايش را بپردازد و مواظب باشي كه اين سخن به ذهنش خطورنكند كه من وام گرفتهام اما نمي خواهم بپردازم برو و هر كاري دوست داري انجام بده . و اگر ضامن نشدي طرف با خود بيانديشد كه چرا گرهاي از مشكل بنده اي نگشود و با فاميل و همسايه دشمن شد. و اين فرهنگي آن قدر به ما اعتماد ندارد كه ضمانت ما را انجام دهد خيال كرده ما دزديم و به تمام مفدسات كه مال حرام از گلو پايين نمي رود .
اي اهالي بانك ! چرا براي وام دادن معلمان را به دردسر مي اندازيد .شما اگر توانايي نداريد ضمانتهاي لازم را از فردي بگيريد به او وام ندهيد . آيا اين درست است كه معلم تاوان بي تدبيري بانك يا بدحسابي مشتري را بپردازد . !!!
اجازه بدهيد يكي دو ماجرا كه براي خودم پيش آمده بيان كنم : يكي از اقوام با دوستش جلوي خانه ايستادهاند كه اين رفيق ما وام خواسته ومن گفتهام كه يك نفر را ميشناسم كه نه نميگويد و بعد هم چند خطي از دوستش تعريف ميكند كه من خود ضامن بدحسابياش هستم .يكي دو قسط اول را مثل بچه ي آدم مي پردازد و بعد راه بانك را گم مي كند . وقتي يادآوري ميكني فرياد برمي آورد كه من نمي پردازم سر ماه بيا تا پول قسط نپرداخته را بپردازم .!!! وبعد هر ماه گرفتاري و مكافات . فرد ديگري به تو مراجعه ميكند 20 سال است با هم رفيق هستي و ميداني در نپرداختن سابقهدار است. صريح و شفاف به او ميگويي ضامنت نميشوم و او قهر ميكند و شبكهاي از دوستيهايي كه سالها بوده از بين ميرود . اي كاش معلمان را آن توان بود كه به بانك مركزي تكليف كند در امر وام مزاحمتي براي فرهنگيان بوجود نياورد .
آري به دليل بيكفايتي بانك و البته مسئولان ما كه بانك مستقلي ندارند معلمان در آزموني دو جوابي قرار مي گيرند كه هر دو گزينه آن به ضرر آنهاست .معلم و فرهنگي ثروت ومقام سياسي ندارد تنها دارايي معلم ، اعتبار اجتماعي اوست كه با اين اقدام بانكي ها آن نيز بدون هيچ دليلي خدشهدار ميشود .

