شرايط پيدايش آن را كاملاً نمي توان حدس زد مثلاً ممكن است نشريهاي در دانشگاهي توقيف شود و هيچ
اعتراضي نداشته باشد ممكن است همه ي دانشجويان اعتراض كنند دوم اينكه مسير اعتراض
ومراحل بعدي آن معلوم نيست اگر چه معمولاً در چند ساعت تمام ميشود اما ممكن است
روزهاي ممتد ادامه داشته باشد مثل اعتراضات حاشيهنشينان شهرهاي فرانسه. سوم اينكه
اين نوع تجمعات به سرعت رو به خشونت پيش ميرود . يعني افراد احساسي سوار موج
اعتراض شده و در پي اغراض شخصي خود هستند . افراد و گروههايي كه با يك نظام سياسي
مشكل دارند عاشق اين نوع تجمعات هستند و سعي مي كنند از آن حمايت كنند زيرا به دليل
نداشتن رهبري باهوش و منسجم در اينگونه تجمعات در صورتي كه نظام سياسي كشوري تغيير
كرد ميتوان آنها را كنار زد .هر چند اجتماعات توده اي معمولاً به چنين فرجامي ختم
نمي شود اما از آن به عنوان فرايندي
ايذايي استفاده ميكنند .
در كنار يا مقابل تشكل توده اي مي توان به حركت سياسي يا صنفي اشاره كرد.
افراد اين گروه ها از ابزارهاي قانونمندي مانند نشست ، ديدار با فعالان سياسي
،تاثيرگذاري بر انتخابات و چاپ نشريه و روزنامه استفاده مي كنند .هر حزب سياسي يا
صنفي ميداند در بازي سياسي هيچ كس طرفدار بدون قيد وشرط نيست .بنابراين با همه
مذاكره ميكند تا بتواند منافع خود را تامين كند .«مهدي كروبي» نمونهاي از
بازيگران سياسي ايران است كه قواعد بازي را به خوبي ميداند او چند دوره عضو مجلس
ورئيس آن بوده است .شايد در نگاه نخست او در مقايسه با افرادي مانند شهيد بهشتي يا
هاشمي رفسنجاني دانش يا مديريت و نيروي سخنوري كمتري داشته باشد اما قواعد بازي
سياسي را به خوبي مي شناسد . اوتوانست درهفتمين انتخابات رياست جمهوري نيازهاي مردم
را بشناسد وشعارهاي خود را بر پايه آن ساماندهي كند و بالاتر از افراد باسواد وجوان
پسندي مانند معين ، قاليباف ولاريجاني بايستد . فرداي انتخابات او حزب اعتماد ملي
وروزنامهاي به همين نام تاسيس كرد. حزب او در انتخابات آتـي مجلس و رياست جمهوري
مسلماً حرفهاي بيشتري براي گفتن دارد .
اما آيا فعاليتهاي فرهنگيان صنفي وسياسي است يا حركتي توده اي و تودهوار.
به گمان من اگر چه اين فعاليت اهداف صنفي دارد اما حركتها دربسياري از موارد
تودهوار است كه به بخشي از دلايل اشاره ميكنم
1
– بيانيهها
و سخنرانيهاي گاه با لحني تند و غير ديپلماتيك بيان مي شود
.
2
– گاه با
اعتراضات بخشهاي ديگر مانند كارگران يك كارخانه ، يك دانشكده هماهنگ مي شود. يعني
عكسها و اطلاعيههاي آنها در وبلاگهاي صنفي معلمان ديده ميشود.در حالي كه مسائل
آنها با معلمان هيچ مشابهتي ندارد .
3
– فرهنگيان
انتظار دارند از فعاليتهاي تند مانند اعتصاب وتجمع به نتيجه برسند در حالي كه يك
حزب يا تشكل صنفي از فعاليتهاي نرم مانند گفتگو و انتخابات نتيجه ميگيرد
.
اگر چه عملكردديگران مانند بستن نشريات معلمان وبرخورد با تجمعات
مسالمتآميز آنها در رفتن به اين سمت وسو موثر بوده اما چون من فرهنگي هستم
ومخاطبان اين وبلاگ هم آنها هستند به نقد عملكرد آنها ميپردازم اما چند نكته
:
1
– مهمترين
درخواست فرهنگيان در حال حاضر بهبود اوضاع معيشتي است . در حالي كه اگر بهبود كيفيت
آموزش باشد خانوادهها وبسياري از مسئولان نيز از فرهنگيان حمايت ميكنند . آيا
آموزش وپرورش ايران كه 12 سال از بهترين سالهاي عمر انسان را به خود اختصاص ميدهد
توانسته است استعدادهاي علمي ، ادبي ، ورزشي و هنري دانشآموزان را شكوفا كند .آيا
دانشآموزي كه 7 سال در مدرسه زبان ياد ميگيرد ميتواند با يك خارجي چند جمله حرف
بزند . انجمن هاي صنفي بايد براي حل اين مسائل راهكار پيدا كنند تا خانواده ها و
مسئولين نيز از فعاليتهاي صنفي حمايت كنند .
2 - اوضاع آموزش وپرورش به سامان نخواهد شد مگر آنكه مديريت آن به عهده ي
معلمان وبه روش انتخابي باشد .مديران اين بخش چه در ادارات وادارات كل و وزارت بايد
برنامه ارائه كنند و در صورت ناتواني در اجرا جاي خود را به افراد شايستهتري كه
انتخاب مي شوند بسپارند.
3
– فعاليت هاي
صنفي معلمان در چند ساله ي اخير بدون هرگونه نگاه جانبدارانه مورد نقد وبررسي و
آسيبشناسي قرار گيرد .
4
– براي
رخدادهاي سياسي مانند انتخابات مجلس طرح وبرنامه وجود داشته باشد .مثلاً انجمنهاي
صنفي هر شهر يا نامزد داشته باشد ويا اينكه با نامزدها صحبت شود ونامزد مورد حمايت
انتخاب شود .
5
–
فعاليت صنفي يك پروژه كوتاه مدت با هدفي مشهود مثل اجراي نظام هماهنگ پرداخت نيست
.بلكه برنامهاي مستمر با اهدافي متعدد است. مثلاً بايد اهدافي مانند بهبود وضع
آموزش در مدارس ويا ارتقا جايگاه معلمان مورد توجه قرار گيرد وبعد اين اهداف خرد
شود مثلاً براي ارتقا جايگاه معلمان اقداماتي مانند فراهم آمدن دانشافزايي در
مقاطع كارشناسي ارشد ودكتري ، استفاده از نظرات معلمان در تدوين مقررات و
بخشنامهها ، برگزاري مسابقات فرهنگي ورزشي در سطح كشوري بين معلمان وفراهم آمدن
امكانات رفاهي براي آنها مورد توجه قرار گيرد
.
در باره انجمنهاي صنفي معلمان پيشتر مطلبي نوشتم كه ميتوانيد آن را هم بخوانيد

