تبليغاتX
× - کافی نت

 يعني بهتر بگويم مور مور مي‌شود يا تير مي كشد. ابتدا توجهي نكردم اما بعد ديدم نه اصلاً بهتر نمي شود اين درد وقتي با دست راست گوش چپم را مي خواراندم بيشتر مي شد ابتدا به دكتر متخصص انگشت شست پا واطراف آن مراجعه كردم با چراغ قوه داخل گوش‌هايم را ديد اما چون تا قسمتي كه درد مي‌كرد فاصله‌ زياد بود هيچي نديد. بعد با دست راستش عينكش را بالاتر آورد وگفت فكر مي كنم درد از قسمت بالاتر آمده واينجا گير كرده معرفيت مي كنم دكتر متخصص زانو . فرداي آن روز به همان ساختمان رفتم البته يك طبقه بالاتر . دكتر متخصص با چكش پلاستيكي چند ضربه به زانوي پاي راستم زد وبعد باچراغ قوه توي دهانم را ديد وگفت:  فكر مي كنم از بالاتر باشه ببينم دلت براي چيزي لك نزده گفتم شايد گفت خب معرفيت مي كنم به متخصص دل و جگر وقلوه . فردا به همان ساختمان برگشتم و يك طبقه بالاتر رفتم دكتر چراغ قوه را برداشت وتوي جيب پيراهنم را ديد وگفت وضعت بد نيست گفتم آره آخه اول برجه ! گفت پس برو يك طبقه بالاتر . فردامتخصص مغز واعصاب من را معاينه كرد گفت بايد نوار بگيري . وقتي نوار را گرفتم وبهش دادم اون را توي ضبط صوت گذاشت وبه دقت گوش كرد وبعد گفت تا حالا آواز به اين غمناكي نشنيده بودم بايد بري بالاتر فردا يك طبقه بالاتر رفتم نوشته بود:  كافي نت .منتظر نشستم كنارم يه آقاي ديگري نشسته بود گفتم ببينم مشكلت چيه گفت من يك وبلاگ نويسم چند روزه تعداد بازديدكنندگانم خيلي كم شده يك قسمتي از پام بين انگشت شست واون بغلي درد مي‌كنه چند تا دكتر رفتم آخرش نشوني اينجا را دادند .در همين موقع منشي كافي‌نت اسم ما دو نفر راخوند رفتيم داخل ودفترچه‌ي بيمه را گذاشتيم روي ميز. آقاي مهندس چند كد را توي دفترچه نوشت وگفت ببينيد اصلاً مشكل مهمي نيست اين كدها را در بخش تنظيمات وبلاگ وارد كنيد من قول مي‌دم تعداد بازديد كنندگان وبلاگ زياد بشه  .

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 8:26 |