![]()
خريد
و فروش و مشترك شدن هر نشريهاي به
جز نشريات رشد در آموزش و پرورش ممنوع است .
چند سال قبل
كلاس چهارم ابتدايي تدريس مي كردم . روخواني و انشاي دانش آموزان ضعيف بود .به دليل
گران بودن نسبي كتاب تعدادي مجله ي كيهان بچهها خريدم .و با همان قيمت به دانش
آموزان كلاس فروختم . در ساعات فارسي و انشا راجع به داستان ها و شعرهاي مجله بحث
ميكرديم . بعد از يكي دو بار تكرار اين خريد و فروش نامه اي از اداره آمد بايد به
آنجا ميرفتم . مسئول محترم مطالب بخشنامه ي ممنوعيت را يادآور شد . من دليل پرسيدم
. گفت بخشنامه كشوري است و ما هم موظفيم اجرا كنيم . البته اين بحث موضوع يك كلاس و
يك مدرسه نيست تا كنون بارها مسئولان نشريات كودك و نوجوان از آموزش و پرورش خواسته
اند تا اجازه دهند نشرياتي مانند كيهانبچه ها ، سروش كودكان و پوپك در مدارس توزيع
شود اما پاسخ مثبتي دريافت نكرده اند.متاسفانه در مدارس ما براي فروختن كيك و پفك و
بستني و ساندويج نيازي به مجوز نيست اما فروختن نشريه ممنوع است .جالب است استدلال
آنها اين است مسائل فرهنگي حساس است .روزگار عجيبي است مسئول يك دبيرستان حق مشترك
شدن يگ مجله ي ورزشي ، هنري يا سياسي مثل دنياي ورزش يا طنز و كاريكاتور يا روزنامه
ي اطلاعات و كيهان را ندارد و بايد به دانش آموزاني خوراك فرهنگي بدهد كه با
اينترنت و ماهواره از آخرين تحولات جهاني آگاه است . مبارزه ي سختي است جنگ بين
شمشيرهاي عهد صفوي با سلاحهاي ليزري .
مديران
مدارس حق هيچ گونه مصاحبه و ارائه ي گزارشي ندارند .
چندي پيش در
مدرسه اي روستا شاهد آن بودم كه رابط اداره بهداشت از مدير مدرسه پرسيد تعداد دانش
آموزان دبستان شما چند نفر است ؟ مدير مدرسه مدرك كارشناسي و خدود 10 سال سابقه
دارد . روستا هم كوچك است و مدير به خوبي رابط بهداشت را هم مي شناسد .تعداد دانش
آموزان يك مدرسه هم اطلاعات محرمانه اي نيست اما مدير مدرسه از او مي پرسد آيا نامه
يا مجوزي داري ؟ و بعد اين رابط نامهاي به اداره آموزش و پرورش مي نويسد خودش را به شهر مي رساند از هفت
خوان اداره ميگذرد تا امضا و پاراف و وارد دفتر شود تا بتواند بنويسد در اين مدرسه
چند آدميزاد درس مي خواند.مدير مدرسه ، رابط بهداشت و اهالي اداره مي دانند كار
مسخرهايست اما مجبورند از عقل خود فاكتور بگيرند و تابع مقررات شوند . ويا تصور
كنيد نشريه اي كه با شمارگان 100 نسخه در روستايي تكتير و توزيع ميشود بنا دارد با
مدير مدرسه مصاحبه كند . سوالها و پاسخ ها بايد به اداره ي آموزش وپرورش برود تاييد
شود و در اختيار نشريه قرار بگيرد . اين در حالي است فردي كه در اداره مصاحبه را
بررسي مي كند ممكن است هرگز به آن روستا نرفته نام آن نشريه را نشنيده و هيچ معيار
و مبنايي هم در اختيار نداشته باشد .
حالا با اين اجزاي
معيوب وزارت آموزش وپرورش گاه وعده مي دهد به زودي روزنامهاي منتشر خواهد كرد .در
مطلبي ديگر به برخورد آموزش و پرورش به اينترنت اشاره خواهم كرد شما هم اگر مواردي
اينگونه ويا نظري داريد در كامنت بنويسيد

