
در مطلب استيضاح ، نحوه ايستادن روي قله ي مديريت توسط برخي را نوشتم .اما چند نكته :
اولين مطلبي كه ميخواهم بگويم اين است كه متاسفانه منابع مكتوب راجع به آموزش وپرورش ايران بسيار كم است . يعني شما اگر بخواهي نظام آموزش و پرورش ايران از 80 سال قبل تا امروزرا مورد بررسي قرار دهي و طرح ها و برنامهها و اهداف آن را بخواني كتابي پيدا نميكني . به همين دليل هر چند گاه يك طرح قديمي برداشته گرد و غبارش تكانده و به عنوان طرح نو به خورد خلق الله داده مي شود . مثلاً حذف مدارس غير انتفاعي و نمونه دولتي و نمونه مردمي و دو باره تاسيس آنها و تاسيس سازمان سنجش برگزاري كنكور و بعد بررسي حذف آن. براي پيدا كردن زندگينامه ي برخي از مسئولين كتابها و روزنامهها و سايتهاي زيادي را زير ورو اين چند نمونه را پيدا كردم . اگر ديگران هم نمونههايي را در اختيار دارند دربخش نظرات بنويسند . موضوع ديگر اين است كه يكي پرسيده پس چه بايد كرد ؟
به نظر من شايد يك نفر بتواند مشكل را پيدا كند اما يافتن راهي براي حل آن نيازمند نظرات افراد بسياري است .اگر معلمان نقش واقعي خود را در آموزش و پرورش بازيابند .اگر شرايط كار براي آنها فراهم باشد اگر از نظرات آنها استفاده شود و اگر به مسائل آموزش و پرورش با ديدگاه حرفهاي و صنفي نگريسته شود نه امنيتي مشكلات حل ميشود .
دو سه سال قبل طرحي در مجلس مورد بررسي قرار گرفت ولي تصويب نشد شايد اگر آن طرح تصويب مي شد مسيري نو روبروي آموزش وپرورش ايران گشوده مي شد .طبق آن طرح مدير آموزش وپرورش مناطق با راي معلمان هر شهرستان انتخاب ميشد. مزاياي اين طرح اين است كه افراد توانمندنامزد ميشوند برنامه ي چهار ساله ميدهند و بهترين افراد را براي اجراي آن انتخاب ميكنند . رقابت بين مديران مناطق پديد مي آيد تا با استفاده از توان محلي و توانايي معلمان خلاق، آموزش و پرورش را ارتقا دهند . البته من نمي دانم در اين طرح آيا قرار بود مديران كل هم توسط مديران مناطق انتخاب شود يا نه ؟ اما ايرادي كه مخالفان به اين طرح گرفتند اين بود كه وزارت نمينواند اهداف و برنامههاي خود را به سطوح پايين تر انتقال دهد .
به نظر ميرسد اگر آموزش وپرورش خود را از معلمان جدا نداند وبرخي از اختيارات را به ادارات كل و ادارات واگذار نمايد و به مسائلي مانند انتخابات ونظرسنجي توجه كند برخي از مشكلات حل ميشود

