آزادی یکی از کلمات مقدس در تمام ادیان و کشورها و البته یکی از لوازم پیشرفت و توسعه است.کلمات ناخوشایندی مثل استبداد ، ترس ، اجبار و خفقان در دیگر سوی این مفهوم قرار میگیرد . هیچ کشوری در دنیا مایل نیست از خویش تصویری همراه با استبداد و خودکامگی نشان دهد .در کشور ایران به دلیل سالها حکومت پادشاهی ، استبداد ریشهای هزاران ساله دارد. در این نوع حکومت نیروهای قانونگذاری و اجرائیه و قضاییه در دستان یک فرد قرار دارد و پادشاه هر قانونی که صلاح بداند اظهار و اجرا میکند .آقا محمد خان قاجار هنگامی که شهر کرمان را گرفت دستور داد تا چشمان هزاران نفر را بدون هیچ محاکمه از حلقه بیرون بیاورند تا کوهی از چشمها پدید آید و هنگامی که امیرکبیر صدراعظم خوشنام ناصرالدین شاه با گروهی از شهری به شهری دیگر میرفت پیرمردی خود را به او رساند و فریاد زد یکی از همراهانت وارد باغم شد و مقداری از میوههایم را چید و خورد.امیرکبیر امر کرد شکم همراهش را پاره کنند تا راستی گفتار او مشخص شود!!! البته این دو تنها نمونهای از رفتار شاهان و صدراعظمهای ایران است وتقریباً از زندگی تمام آنها میتوان کمابیش نمونههایی را یافت.
حدود صد و هفتاد سال است که مطبوعات در ایران پدید آمده است تا به قول کشورهای توسعه یافته رکن چهارم مردمسالاری – در کنار سه نیروی قانونگذاری ، مجریه و قضاییه – و یا به قول برخی افراد واقعبین چرخ پنجم پیشرفت ایران گردد.اما سرنوشت روزنامهنگاری در ایران با تار و پود سیاه بافته شده است
آیا در ایران آزادی بیان وجود دارد
الف ) محمود احمدینژاد ریاست محترم جمهور در مصاحبه با یکی از رسانههای خارجی گفت ایران آزادترین کشور جهان است و مردم میتوانند هر حرفی را آزادانه بیان کنند.وی همچنین در روز 17 مرداد سال 87 و در دیدار با روزنامهنگاران گفت چرا ما نباید نشریاتی با تیراژ بالای ده میلیون و در سطح جهان داشته باشیم.
ب )روزنامهنگاران در هیچ کشوری - به جز ایران و یکی دو کشوردیگر - برای انتشار نشریه نیاز به مجوز ندارند .تنها کافی است به مسئولان محلی یا کشوری اطلاع داده شود که از این روز نشریهای با این مشخصات و با مسئولیت این افراد منتشر میشود. حتی در کشوری مانند افغانستان هم میتوان در 2 روز شرایط قانونی انتشار نشریهای را فراهم کرد .در ایران برای گرفتن مجوز یک نشریهی حتی محلی باید حدود 7 سال در نوبت قرار گرفت.
ج ) در بیشتر کشورهای جهان افراد ، گروهها و احزاب میتوانند شبکههای رادیو یا تلویزیونی تاسیس کنند .برای نمونه در کشور توسعهنایافتهی ونزوئلا حتی مخالفان هوگو چاوز شبکهی تلویزیونی دارند . اما ریاست جمهور حق آزادی بیان آنها را از آنها نمیگیرد اما در ایران حتی افرادی مانند سید محمد خاتمی و مهدی کروبی که از روز نخست با انقلاب همراه بودهاند حق داشتن شبکهی مستقل را ندارند . در ایران ریاست صدا و سیما مدیران تمام شبکهها را انتخاب میکند و پاسخگوی تمامی برنامههای رادیو و تلویزیون است .
د ) در ایران امروز نشریات دولتی و غیر دولتی متفاوتی چاپ میشود روزنامهی ایران وابسته به دولت ، روزنامه همشهری وابسته به شهرداری و روزنامهی جام جم وابسته به صدا و سیما و روزنامههای دولتی اطلاعات و کیهان به قیمت صد تومان از جمله مهمترین روزنامههای دولتی هستند اما مهمترین روزنامههای غیر دولتی مانند اعتماد ملی و اعتماد با قیمت 500 تومان عرضه میشود. یعنی اینکه دولت تمام شبکههای رادیو و تلویزیونی را در اختیار دارد علاوه بر آن به دلیل رانت ، نشریات خود را به قیمت نازل در اختیار مردم قرار میدهد تا عملاً عرصهای برای افراد غیردولتی وجود نداشته باشد.
ه ) مهمترین اتفاق در انتخابات دهم ریاست جمهوری برگزاری مناظره بین نامزدهای انتخاباتی بود.برخلاف تمامی برنامههای صدا و سیما که یک فرد سخن میگوید و هیچ گاه درستی و ناراستی گفته مشخص نمیشود در یک مناظرهی زنده حداقل یک نفر حق دارد نسبت به گفتهها تردید ایجاد کند.تمام برنامههای صدا و سیما را میتوان به مسابقهی دو یک نفره تشبیه کرد که دونده خط پایان را خود مشخص میکند و به هر تقدیر به خط پایان میرسد و قهرمانیاش را جشن میگیرد. اما مناظره مسابقهی تنیس است که هر سخن عکسالعملی دارد و تماشاگر در پایان مسابقه میتواند برنده را انتخاب کند . به نظر میرسد صدا و سیما علاقهای به برگزاری مناظره ندارد و تنها برای گرم کردن تنور انتخابات از این شیوه استفاده کرد.
به گمان من تفاوت چندانی بین آزادی بیان در دولتهای سه دههی اخیر وجود نداشتهاست .اگر چه در قانون اساسی جمهوری اسلامی آزادی بیان جایگاهی بایسته دارد اما این امر هیچ گاه به صورت آییننامه در نیامده است.یک ایرانی آزاد است حرف بزند اما برای گرفتن مجوز 7 سال آزگار باید در نوبت باشد و هیچ شبکه یا برنامهی رادیو - تلویزیون در اختیار او قرار نمیگیرد.

