تبليغاتX
radiomoallem - حراج

یکی از مسائلی که گاه شنیده می­شود  این است که وزارت آموزش وپرورش به وزارت یا سازمانی و نهادی دیگر ملحق شود . گاه شنیده می­شود چه خوب است تربیت آینده­سازان ایران به حوزه­های علمیه محول شود و معاون وزیر در نخستین مرحله از واگذاری 4 هزار مدرسه به حوزه­ها خبر می­دهد. روز دیگر و در راستای کوچک­سازی دولت محترم و کاهش وزارتخانه­های ارجمند خبر می­رسد این وزارتخانه بخشی از وزارت آموزش عالی می­شود تا مقام آن وزارت عالی متعالی شود.پیشنهاددهندگان این طرح معتقدند یک دانش­آموز 7 ساله روی نیمکت می­نشیند به تخته سیاه زل می­زند و معلم به او درس می­دهد تا سال تمام  شود این روند شبیه دانشگاه است اما در دانشگاه از واژه­ها و ابزارهایی مانند دانش­جو ،استاد ،وایت­برد و ترم  استفاده می­شود بنابراین وقتی هدف و وسایل یکسان است چرا برای اداره­ی امور تعلیم و تربیت از ابتدایی تا دانشگاه از یک وزارت بهره­مند نشویم  و دیگر روز یکی دیگر از اعتقاد خود مبنی بر یکی­ شدن مدیریت­های شهری و ضرورت واگذاری آموزش و پرورش به شهرداری­ها خبر می­دهد و برای آنکه حرفش لعاب علمی داشته باشد به توسعه آموزش و پرورش ژاپن با همین دیدگاه و راهکار اشاره می­کند.

به نظر می­رسد اگر این اختلاف ادامه پیدا کند تا چندی دیگر مزایده­ای برگزار شود تا اداره­ی یک صد هزار واحد آموزشی کشور به گروهی واگذار شود!! در این روند توجه این نکات به نظر می­رسد :

آموزش وپرورش ایران با 80 سال سابقه از لحاظ مدیریت با مشکلات اساسی مواجه است .این مشکلات هیچ ارتباطی با بودجه­ی این وزارت ندارد.در دولت نهم بودجه­ی آموزش و پرورش 4 برابر شد اما تغییر محسوسی در کیفیت آموزشی دیده نمی­شود.

هنگامی که سازمان و اداره­ای قرار است در وزارتخانه و سازمانی تلفیق شود صدای اعتراض آنها بلند می­شود . برای نمونه چندی قبل هیئت دولت تصویب کرد تا سازمان حج در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی تلفیق شود اما مسئولان سازمان حج جنجال و اعتراض کردند و موفق شدند از انجام آن جلوگیری نمایند اما اوضاع آموزش و پرورش دیگرگونه است و مسئولان ارجمند این وزارتخانه خود چوب حراج بر وزارت خویش می­زنند برای نمونه چندی قبل معاون وزیر آموزش و پرورش با شادمانی خبر واگذاری 4000 مدرسه به حوزه­ی علمیه را اعلام نمود.

نهادهایی که قرار است آموزش و پرورش به آنها واگذار شود  از لحاظ ساختاری و شرح وظایف هیچ شباهتی با یکدیگر ندارند.مانند این است که جوانی روستایی عازم شهر شود و یکی از او بپرسد قرار است در شهر چه شغلی داشته باشی و او پاسخ دهد یا لبو خواهم فروخت یا به عنوان تکنیسین اتاق عمل کار خواهم کرد و یا به آموزش موسیقی خواهم پرداخت!!!

  

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 8:51 |