چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386
کانون ها
. ابوعليسينا كه هزار سال پيش از اصفهان عبور كرده بود گفت : با توجه به ابعاد روح آدمي وهمچنين پديدهي فرار مغزها ، بهتر است كانونا در زمينهي پرورش استعداد دانش آموزان در زمينههاي فرهنگي ، ورزشي وهنري فعال باشند بي آنكه حتي يك دينار اعتبار داشته باشند .يگ لاكپشت كه به همراه دو مرغابي از آسمان ميگذشت دهان خود را گشود وبه ميان جلسه افتاد وگفت : بهتر است ازبالا به اين مسالا نگاه كنيم وبه نظر مربيان ومدير كانونها هيچ توجهي نكنيم . هما كه دختر خنده رويي بود و دندانهاي سفيد ومرتبي داشت گفت : نبود متولي وبرنامهي مشخص ، مهمترين مشكل است براي دريافت امكانات بايد به كجا مراجعه كنم .
شتر اندكي گردن خود را بالا گرفت وگفت : شايد قدرت تحمل بعضيها كم باشد اما هر فرد بايد مدتها در كانون زندگي كند بيآنكه آبي بياشامد يا غذايي بخورد . روباه كه خروسي در دهان داشت در گوشهاي نشسته بود وبا دقت به حرفهاي آنها گوش مي داد يگي از افراد به خروس گفت : با توجه به سابقهي هنري پدرت در امور هنري ، آيا جنابعالي با فعاليت گروههاي سرود هماه با موسيقي موافق هستي ؟ خروس گفت : تانظر روباه چه باشد ؟ روباه دهان خود را گشود و گفت : هنر فايدهي بسيار دارد و كانونها بايد اسعدادهاي ناب دانشآموزي را شكار كند . حالا ديگر خورشيد به نوك كوههاي مغرب نزديك ميشد و همه بايد به دنبال كار و زندگي حود ميرفتند .

.jpg)