روز یکشنبه از مدیرمان اجازه میگیرم تا دو ساعت زودتر به خانه بازگردم. ساعت ده صبح کیف دستیام را برداشته و با اتوبوس به تهران میروم. ساعت 2 بعد از ظهر در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها هستم
ادامه مطلب
روز یکشنبه از مدیرمان اجازه میگیرم تا دو ساعت زودتر به خانه بازگردم. ساعت ده صبح کیف دستیام را برداشته و با اتوبوس به تهران میروم. ساعت 2 بعد از ظهر در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها هستم

سید محمد عباسیه کهن در سال 1325 در بندر انزلی به دنیا آمد. در رشته علوم سیاسی مشغول به تحصیل شد اما به دلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دانشگاه بازگشت و در
نظام حکومتی در کشور آلمان فدرال بوده و هر ایالت از استقلال عمل برخوردار است . در هر ایالت وزارتخانهای مسئولیت تعلیم و تربیت را به عهده دارد.برای نمونه در هامبورگ یکی از ده وزارتخانه به

علم رسمی سربهسر قیل است و قال
نی از او کیفیتی حاصل نه حال
شیخ بهایی
نیمهی پنهان آموزش و پرورش رسمی عنوان کتابی است از عبدالعظیم کریمی.نویسندهای که دکترای روانشناسی دارد و 34 کتاب در باره تعلیم و تربیت نوشته است.تربیت طربناک ، تربیت دینی و تربیت آسیبزا از دیگر کتابهای این عضو پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش است

در مهر ماه 1343 نشریه پیک ویژهی دانشآموزان از سوی آموزش و پرورش منتشر شد. در آن روزها هنوز نشریات و کتابهای کودکان در صنعت چاپ ایران جایگاهی نداشت و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در حال تولد

حسین پناهی بازیگر تئاتر و سینما در سال 1335 در روستای دژکوه کهکیلویه و بویر احمد به دنیا آمد.مدتی به حوزهی علمیه رفت و مدتی دیگر آموزگار شد .چند وقتی در یک کتابفروشی کار کرد و بعد .....
يكي
از مشكلاتي كه اغلب كودكان و نوجوانان تجربه اي
از آن در ذهن دارند، احساس خجالت و كمرويي است. كمرويي به مفهوم
احساس ناراحتي كردن از بودن در جمع است.
علل
خجالت و كمرويي در
كودكان
برخي
از علل كمرويي كودكان ممكن است ناشي از يك علت و يا
آميزه اي
از چند علت زير باشند:
ژنتيك
: برخي تحقيقات نشان مي دهند
كه ممكن است كمرويي و احساس خجالت ارثي باشد.
عوامل
شخصيتي :
نوزادان حساس و تحريك پذير
ممكن است در آينده خجول و كمرو شوند.
رفتارهاي
آموخته شده
: كودكان از طريق مشاهده رفتار ديگران، شيوه تعامل با اجتماع را ياد مي گيرند.
آنها بيشتر رفتارها و عكس العمل هاي
والدين شان
را الگو قرار مي دهند.
والدين خجالتي و كمرو، كودكاني خجول بار مي آورند.
روابط
خانوادگي
: كودكاني كه روابط و ارتباطات خانوادگي _ اجتماعي كمي دارند، از حضور در اجتماعات
امتناع مي ورزند.
از طرف ديگر، والدين حمايت گر
ممكن است با رفتارهاي افراط آميز
خود، ترس
حضور در موقعيت هاي
جديد را در دل فرزندان شان
به وجود آورند.
فقدان
تعاملات اجتماعي :
كودكاني كه از جمع و اجتماع دور نگه داشته شده اند،
ممكن است از بودن در بين سايرين احساس ناراحتي و فشار كنند. آنها فاقد
مهارت هاي
اجتماعي مطلوب هستند و چون نمي دانند
در جمع چه بايد بكنند، لذا ترجيح مي دهند
در گوشه اي
تنها و ساكت بنشينند.
تجارب
انتقاد آميز
و ناگوار :
كودكاني كه مرتب از سوي والدين و اعضاي خانواده شان
مورد انتقاد، سرزنش و تمسخر قرار مي گيرند
دچار ضعف، ناتواني، كمبود اعتماد به نفس
و شرمساري مي شوند.
ترس
از شكست :
كودكاني كه دچار شكست هاي
پي در پي شده اند،
ممكن است از ترس شكست هاي
بعدي، انزوا و دوري گزيدن از جمع را برگزينند.
توجه
بيش از اندازه
: والديني كه مرتب درباره گفته ها
و نظرات ديگران راجع به كودك صحبت مي كنند،
ممكن است ترس از ابراز وجود را در دل فرزندشان به وجود آورند. اين كودكان تصور
مي كنند
كه مدام زير ذره بين
هستند و هر حرفي بزنند و هر كاري كه انجام بدهند، موشكافانه تجزيه و تحليل خواهد
شد. به همين دليل ترجيح مي دهند،
هيچ صحبتي نكنند.
كمرويي
اختياري
:
برخي از كودكان به طور اختياري كمرويي را انتخاب مي كنند.
اين گروه رفتارهاي خجالت آميز
بيشتري نسبت به كودكاني كه وارد محيطي جديد مي شوند،
از خود نشان مي دهند.
چرخه
باطل كمرويي در كودكان
اگر
كودكي در موقعيت اجتماعي احساس شرمساري و خجالت مي كند،
ممكن است خودش را به دليل رفتار خجولانه اش
سرزنش كند.
اين
فرآيند مي تواند
موجب خودآگاهي و خودداري بيشتر او از تعاملات اجتماعي شود و او را نسبت به شيوه
عكس العمل هاي
آينده اش
حساس و آگاه كند. به تدريج اعتماد به نفس اين كودكان كم مي شود
و اين كاهش موجب كمرويي بيشتر او در شرايط بعدي مي شود.
احساس
كمرويي
كودك
چه زماني مشكل ساز
است؟ بديهي است كودك هنگام ورود به محيطي جديد، ابتدا كمي احساس ناراحتي كند، ولي
بعد از مدتي كه احساس آرامش مي كند
مي تواند
خود را در محيط باز يابد و با ديگران ارتباط برقرار كند.
هر
چه تجربه كودكان از بودن در محافل و اجتماعات كمتر باشد، اين احساس در آنها
پايدارتر است، و هر چه كودكان بيشتر در محيط هاي
جمعي و گروهي باشند، شدت كمرويي آنها نيز كاهش خواهد يافت. كودكاني كه فاقد
مهارت هاي
اجتماعي هستند و يا خودپنداره ضعيف تري دارند، بيشتر احساس خجالت مي كنند.
علائم
كمرويي
در
كودكان
كودك
خجالتي
ممكن است: از جمع سايرين دوري گزيند و تمايلي براي يادگيري مهارت هاي
اجتماعي نشان ندهد، دوستان كمي داشته باشد، از شركت در محافلي كه تعاملات اجتماعي
زيادي به همراه دارد (مثل اجراي نمايشنامه، خواندن سرود، نواختن موسيقي و...)
امتناع كند، از تمام استعدادها و توانايي هايش
از ترس اين كه مورد قضاوت و داوري قرار گيرد، استفاده نكند، احساس اضطراب شديد
داشته باشد، علائم جسماني خاصي مثل لكنت زبان، بريده بريده حرف زدن و.... از خود
نشان دهد.
شيوه هاي
كمك به كودكان خجول
به
منظور كمك به كودكان خجالتي مي توان
از نكات زير بهره جست (هيسون و ترايست ، ۲۰۰۱):
۱
_ درك و پذيرش كامل كودك :
حساس بودن نسبت به علايق و احساسات كودكان موجب نزديكي بيشتر والدين به فرزندشان
مي شود.
والدين با اين كار نه تنها به كودك نشان مي دهند
كه برايش ارزش و احترام قائلند، بلكه اعتماد به نفس او را نيز تقويت مي كنند.
۲
_ پرورش عزت نفس :
كودكان خجول و كمرو به احتمال زياد خودپنداره اي
منفي از خود در ذهن دارند و احساس مي كنند
كه مورد پذيرش هيچ كس نيستند. به همين دليل بهتر است روش هاي
دوست يابي
كودك را تقويت نمود و او را تشويق كرد تا خود براي دوستي پيشقدم شود. سعي كنيد
هرگاه كه كودك كار مثبت و ارزنده اي
انجام مي دهد،
او را تشويق كنيد. پژوهش ها
نشان مي دهند
كودكاني كه احساس خوبي نسبت به خود دارند، كمتر دچار شرمساري و خجالت
مي شوند.
۳
_ پرورش مهارت هاي
اجتماعي :
رفتارهاي اجتماعي كودك را تقويت كنيد. هوينگ پيشنهاد مي كند
كه خوب است به اين گروه از كودكان جملات و عبارات مودبانه و اجتماعي مثل
«مي توانم
با شما بازي كنم ؟» و.... آموخته شود. همچنين اگر فرصتي پيش آمد،
اين كودكان را با كودكان كوچك تر
از خودشان هم بازي
كنيد، زيرا كودكان خجالتي هنگام بازي با كوچك ترها
احساس خودابرازگري بيشتري دارند (فورمن و هارتاپ،
۱۹۷۹)
بازي
كردن با گروه هاي
جديد همسالان نيز به آنان فرصت مي دهد
كه احساس راحتي و موفقيت بيشتري در يافتن دوست هاي
جديد بكنند.
۴
_ قرار دادن كودك
خجالتي در
موقعيت هاي
جديد :
كودك را به محيط هايي
كه براي او آشنا نيست ببريد. اجازه دهيد كه با كودكان ديگر بازي كند. سعي كنيد
امنيت او را از هر لحاظ تامين كنيد و آنچه را كه دوست دارد در دسترسش قرار دهيد.
۵
_ خجالتي بودن هميشه بد نيست :
در نظر داشته باشيد، برخي از ويژگي هاي
كودكان خجالتي مي تواند
مثبت و پسنديده هم باشد، از جمله؛ كودك در كارهاي كلاسي و مدرسه اي
خود موفق عمل مي كند،
رفتاري عطوفت آميز
و ملايم از خود نشان مي دهد،
با دقت به گفته هاي
ديگران گوش مي دهد،خوب
مراقب اطراف خود است و با احتياط كار مي كند.علاوه
بر آن گاه به نظر مي آيد
كه كودك خجول از اين كه از سوي ديگران ناديده گرفته مي شود،
چندان ناراحت نيست و هيچ كمبودي از اين بابت در خود حس نمي كند.
- كنترل استرس و فشار رواني
-
روش هاي
آرام سازي
عضلاني
-
جلسات مشاوره
-
آموزش مهارت هاي
اجتماعي
منبع ماندانا سلحشور - روزنامه ّّّّشرق
مداخلات
و كمك هاي
والدين
پدر
و مادر بيش از آن كه تصور مي كنند،
بر زندگي فرزندشان تاثير مي گذارند.
به همين دليل توصيه مي شود:
۱
_ دقت كنيد لقب «خجالتي» به فرزندتان ندهيد. كودكان و (بزرگسالان) تمايل دارند
صفت هايي
را كه به آنها نسبت مي دهند،
دروني سازند و همان گونه رفتار كنند. آنچه شما به فرزندتان مي گوييد،
تاثير زيادي بر افكار و رفتار او دارد.
۲
_ اجازه ندهيد سايرين هم فرزندتان را خجالتي صدا كنند، زيرا كودكان ياد
مي گيرند
كه خودشان را از طريق چشم و يا كلمات ديگران ارزيابي كنند.
۳
_ هيچ گاه زماني كه فرزندتان دچار شرمساري و خجالت شده است، او را مورد انتقاد قرار
ندهيد. سعي كنيد همواره او را درك كنيد، با او همدلي داشته باشيد و
حمايت گر
او باشيد.
۴
_ فرزندتان را تشويق كنيد تا درباره علت خجالت كشيدنش با شما صحبت كند.
۵
_ درباره دوران كودكي خودتان و زماني كه خجالت مي كشيده ايد،
با فرزندتان صحبت كنيد و برايش شرح دهيد كه چگونه با اين احساس خود مقابله
مي كرديد.
از آن جايي كه بيشتر كودكان، والدين شان
را كامل و بي نقص
مي دانند،
ممكن است روش آنها را براي رويارويي با احساس شرمساري شان
تحسين كنند و همان كارها را به كار بندند.
۶
_ سعي كنيد رفتارهاي اجتماعي خودتان را بررسي كنيد و الگوي خوبي از اعتماد به نفس
براي فرزندتان باشيد.
۷
_ كودك را از قبل براي موقعيت جديد آماده سازيد. براي مثال اگر قرار است كودك به
تولد دوستش برود، با او در اين باره صحبت كنيد. براي او شرح دهيد كه
بچه ها
به طور معمول در مهماني هاي
تولد چه كار مي كنند.
۸
_ سعي كنيد كودك خجالتي را ابتدا با گروه هاي
كم جمعيت
رو به رو
كنيد. در برخي موارد كه كودك به همراه يكي از افراد خانواده خود است، كمتر احساس
شرمساري و خجالت مي كند.
۹
_ موقعيتي ايجاد كنيد تا كودكان ديگر جلب فرزندتان شوند. براي مثال هنگامي كه به
پارك مي رويد،
چند اسباب بازي
و سرگرمي جالب با خود به همراه ببريد تا كودكان ديگر به دور شما و فرزندتان جمع و
خواهان بازي با فرزندتان شوند.
۱۰
_ رفتارهاي اجتماعي كودك را تشويق كنيد. تلاش هاي
فرزندتان را هنگامي كه سعي مي كند
با احساس خجالت و شرمساري خود به مقابله برخيزد مورد تقدير و حمايت خود قرار دهيد.
۱۱
_ هدف هاي
مقبول و دست يافتني
براي فرزندتان در نظر بگيريد. سعي كنيد هدف هاي تان
ساده باشند تا فرزندتان از رسيدن به آنها احساس اعتماد به نفس و سربلندي كند. براي
مثال «سلام كردن» به سايرين _ اعم از كوچك و بزرگ _ به عنوان اولين گام.
۱۲
_ شرايط و موقعيت هاي
جديد براي رويارو شدن فرزندتان با اجتماع فراهم آوريد. هدف، تغيير در شيوه رفتار
كودك است. ابتدا با موقعيت هاي
ساده تر
و راحت تر،
و به تدريج سخت تر
و پيچيده تر.
براي مثال، اگر كودك براي دوست شدن با كودك ديگر پيشقدم شد، به او جايزه بدهيد.
چه
موقع كودك نياز به كمك دارد؟
احساس
خجالت و كمرويي مي تواند
هم براي والدين و هم براي خود كودك دردآور و ناراحت كننده
باشد. سعي كنيد هيچ گاه
به كودكي كه خجول و كمرو است، فشار نياوريد.
بيشتر
كودكان خجول خودشان مي دانند
كه خجالتي هستند و قدرت راحت بودن در جمع را ندارند. به همين دليل بهتر است والدين
و اطرافيان كودك اين موضوع را زياد به رخ او نكشند. در عوض مي توانند
وقتي كه كودك طبيعي رفتار مي كند،
او را مورد حمايت و تشويق قرار دهند. در نظر داشته باشيد، هيچ كودكي از ابتدا
خجالتي و كمرو نيست.
والدين
و اطرافيان كودك هستند كه او را مي ترسانند،
خجالتي مي كنند
و به اين رويه مي كشانند.
اگر احساس خجالت و كمرويي فرزندتان پايدار و جدي است، مي توانيد
از رهنمود ها
و هدايت هاي
روانشناسان و مشاوران كودك بهره گيريد. مواردي كه آنها توصيه مي كنند
عبارتند از:
-
كنترل استرس و فشار رواني
-
روش هاي
آرام سازي
عضلاني
-
جلسات مشاوره
-
آموزش مهارت هاي
اجتماعي
منبع ماندانا سلحشور - روزنامه ّّّّشرق
کمرویی قسمت ۶
مهمترین گام های عملی در تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر کمرویی عبارت اند از:
1. با دقت تمام و به طور واقع بینانه و منصفانه
نقاط قوت و ضعف خود را بازشناسی کنید
و اهداف معقولی را برای زندگی پر تحرک، پویا و مولد خودتان در نظر بگیرید.
2. براساس
نقاط مثبت و ویژگی های شخصیتی و ارزشی که برای خود، هدف ها و خواست های خویش قائلید،
تصمیم بگیرید و برنامه ی خودتان را از همان جا شروع کنید.
مروری بر زندگی گذشته ی خود داشته باشید
و وضعیت گذشته را کاملاً مشخص کنید. ابتدا سعی کنید ذهنتان را از تجارب و خاطرات ناخوشایند در روابط شخصی و ناکامی های ارتباطات اجتماعی پاک نمایید و در عوض تلاش کنید تا تجارب موفق خود را در خانه و مدرسه، کوچه و خیابان و محل کار و در برخورد با دیگران مجدداً مرور کرده، آنها را به خاطر بسپارید.
4.
احساسات آزار دهنده و بازدارنده را از خودتان دور کنید.
احساس خجالت، احساس شرمندگی، احساس عجز، احساس حقارت، احساس بی کفایتی، احساس اجتماع گریزی، احساس تعارض، احساس ستیز و خصومت و … آفات رشد مطلوب عاطفی و تعالی شخصیت هستند.
5.
جنبه های مختلف شخصیت و مجموعه رفتار خودتان را از نظر زیستی (جسمانی)، ذهنی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار دهید.
مطمئن باشید که شما دچار نقیصه ی شخصیتی نیستید و بر سلامت کامل شخصیت خود اطمینان حاصل کنید.
6.
به خاطر بیاورید و مطمئن باشید که همیشه برای غلبه بر یک مشکل و یا حالت و احساس ناخوشایند راه های متعددی وجود دارد.
هرگز در این که می توانید بر کمرویی خودتان غلبه کنید، تردیدی نداشته باشید و همچنان به روش ها و راه حل های مؤثر بیندیشید و عمل کنید.
7.
هرگز خود را مورد سرزنش و شماتت قرار ندهید و هیچ گونه احساس و نگرش منفی نسبت به شخصیت خودتان نداشته باشید؛
چرا که وجود احساسات منفی و مزاحم مانع اضطراب زدایی، تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر حالت کمرویی خواهد بود.
8.
اجازه ندهید که دیگران از کمرویی شما سوء استفاده کنند
و با جسارت زیاد و احساس خود برتری از شما انتقاد بیجا بنمایند. بدیهی است که همیشه نظریات دلسوزانه و انتقادهای منطقی و سازنده ی دیگران را پذیرا خواهید بود.
9.
به خاطر داشته باشید که بعضی اوقات شکست ها و ناکامی ها خود برکت هستند
و انسان با کوله باری از تجارب حاصل، اهداف و برنامه های زندگی خود را مورد بازنگری قرار می دهد و با انتخاب رویه و حرکت تازه، توفیقات بیشتری را کسب می کند.
10.
سعی کنید در برابر افراد، شرایط و موقعیت هایی که شما را با فشار روانی مواجه می کنند
و به طور مستقیم و غیر مستقیم احساس بی کفایتی را به شما القاء می نمایند، ایستادگی و مقابله کنید. اگر می توانید باید با اراده ی قوی در بازخوردها و نگرش های افراد نقاد و یا شرایط و موقعیت های تنش زایی ه در آن قرار می گیرید، با قدرت کلام و رفتار مطمئن و مطلوب اجتماعی تغییراتی ایجاد کنید و با به روش فعال دیگری بیندیشید و راه حل تازه ای را انتخاب کنید.
11.
بخشی از اوقات خودتان را برای استراحت، تفکر، تنش زدایی و تمرین آرامش روانی – عضلانی اختصاص دهید.
رهایی از نگرانی ها و تنش های روانی برای شما امری لازم و ضروری است.
12.
سعی کنید در برقراری ارتباط با دیگران ابتکار عمل را به دست بگیرید.
چیزی بدهید و یا مطالبه کنید. (مثلاً شیرینی و میوه تعارف کنید، قلم و تقویمی هدیه کنید، سؤالی بپرسید و یا کتاب و مجله ای را به امانت بخواهید و …).
13.
کوشش کنید که بیش از حد گرفتار آداب و رسوم و تعارف و تکلف نباشید.
به عبارت دیگر خیلی مراقب نهاد خود (EGO) نباشید و بسیار راحت و ساده و بی تکلف با دیگران ارتباط برقرار کنید. ضمن حفظ نظافت، سادگی و آراستگی، چندان در پی مد لباس، پوشش فوق العاده و ظاهرآرایی و استفاده از کلمات و جملات ویژه در ارتباطات اجتماعی نباشید.
14. برای برخورداری از یک زندگی پر برکت و پویا
اهداف کوتاه مدت و دراز مدتی را برای خودتان تعیین کنید
و با مشورت اهل خانه و صاحب نظران، روش های واقع بینانه ای را برای نیل به اهداف خود برگزینید.
15. یادتان باشد که خالق متعال شما را با شخصیتی کاملاً منحصر به فرد آفریده است.
ارزش وجودی شما با همه ی انسان ها برابر است
و همه ی تجارب تاریخ حیات انسان ها به شما هدیه شده است. شما شیء نیستید، که زود بشکنید و آسیب ببینید، و گل نیستید که پژمرده شوید. والاترین ارزش ها و قابلیت ها در نهاد شما به ودیعه گذاشته شده است، پس به خود آیید، بیندیشید و برخیزید و زندگی تازه ای را آغاز کنید.
سعی کنید از همین امروز با ابتکار عمل و برای اولین بار با دیگران صحبت کنید و این بار خودتان آغازگر صحبت باشید. انجام این کار خیلی سخت نیست،
لااقل می توانید:
الف) به اطلاعات (118) تلفن بزنید و شماره ی تلفن دوست یا طبیبی را بپرسید.
ب) به اداره، شهرداری، فروشگاه، رستوران یا مدرسه ای زنگ بزنید و ساعات کار آنها را جویا شوید. به فرودگاه زنگ بزنید و ساعت پرواز هواپیما را به شهر مورد نظر سؤال کنید.
ج) به روابط عمومی صدا و سیما زنگ بزنید و نظرتان را نسبت به یکی از برنامه های رادیویی یا تلویزیون بگویید.
د) به کتابخانه ی عمومی شهر یا یکی از ناشران معروف کتاب زنگ بزنید و سراغ کتابی را بگیرید.
ه) سعی کنید همیشه ظاهری ساده و آراسته داشته، در سلام پیشقدم باشید. با افراد غریبه در مسجد، در اتوبوس، قطار، هواپیما، اطاق انتظار پزشک، مغازه، بانک، کتابخانه و پارک صحبت کنید و شما خود در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با ادب و کلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیشگام باشید.
و) با اشخاص مختلف، اعم از کوچک و بزرگسال و آشنا و غریبه وقت ملاقات بگذارید و با آنان نشستی داشته باشید. سعی کنید برای هر ملاقات و جلسه چیزی برای گفتن یا نشان دادن داشته باشید، مثلاً می توانید برای این کار:
. کتاب و مجله ای جدید را بخوانید و اطلاعات خودتان را بیشتر کنید.
2. در امور سیاسی و اقتصادی جامعه، معلومات بیشتری کسب نمایید.
3. خاطرات و تجارب جالب خود را مرور کنید و برای بازگویی آنها آمادگی داشته باشید.
4. از دوران کمرویی و تجاربی که با آن مواجه بوده اید، سخن بگویید.
سعی کنید ذهنتان را از تجارب و خاطرات ناخوشایند در روابط شخصی و ناکامی های ارتباطات اجتماعی پاک نمایید و در عوض تلاش کنید تا تجارب موفق خود را در خانه و مدرسه، کوچه و خیابان و محل کار و در برخورد با دیگران مجدداً مرور کرده، آنها را به خاطر بسپارید.
بعضی اوقات و در یک موقعیت اجتماعی ویژه که افراد دیگر حرف تازه ای برای گفتن و فرصت چندانی برای مطرح شدن نداشته باشند، اگر فرد کمرو با برخورداری از قابلیت ممتاز، اطلاعات بیشتر و حرف های تازه ای برای گفتن، مرکز اصلی توجه باشد، با انگیزه ی بیشتر سخن می گوید و اعتماد به نفس بیشتری می یابد.
ز) همیشه با مقدمه کوتاه و جالب محاوره ی شخصی را آغاز کنید و ارتباط بصری تان را حین سخن گفتن به طور کاملاً طبیعی با مخاطبان خود حفظ کنید.
ح) به هنگام گوش دادن به سخنان طرف مقابل، سعی کنید همواره شنونده ی فعالی باشید و با دقت و مفروضات ذهنی به صحبت های وی گوش کنید. به هنگام لزوم سؤالاتی مطرح نمایید؛ درباره ی دیدگاه های گوینده اظهارنظر کنید و توضیح بیشتری بخواهید.
ط) سعی کنید در تمام کردن جلسه یا نشست و مذاکره و گفت و گو با دیگران نقش فعالی داشته، در خداحافظی هم پیشقدم باشید.
ی) و سرانجام اینک که به یاری حق توانسته اید بر اضطراب اجتماعی و کمرویی خودتان غالب شوید و از یک زندگی نسبتاً فعال و رضایتبخشی برخوردار گردید، سعی کنید به سایر افراد کمرو، بخصوص اعضای محترم خانواده ، بستگان و دوستان خود بیشتر یاری برسانید.
موفق باشید
منابع:
روان شناسی کمرویی و روش های درمان آن – تألیف غلامعلی افروز
روان شناسی و تربیت کودک و نوجوان - تألیف غلامعلی افروز
خود درمانگری در لکنت زبان - تألیف غلامعلی افروز
روان شناسی تربیتی کاربردی – تألیف غلامعلی افروز
مباحث عمده در روان پزشکی – ترجمه جواد وهاب زاده
اخذ از تبیان
کمرویی ۵
برای این که در درک بهتر و کشف وجود گرانقدر خود و برخورداری از خود پنداری تازه حرکت حدی داشته باشید، دستورالعمل های زیر را با دقت انجام دهید.
الف) تصویر خودتان را بکشید، (هر طور که می توانید) و سپس: به عکس خود نگاه کنید. آیا تصویر شما تصویر کاملی است؟ آیا در قسمت یا نقطه ای از عکستان نقصی را مشاهده می کنید؟ آیا در تصویر خود حالت هیجانی می بینید؟ آیا وقتی که به خودتان خوب می نگرید، خود را آدمی فعال می یابید یا فردی کاملاً منفعل و تحت فرمان دیگران؟
ب) به آیینه نگاه کنید و تصویر وجود ارزشمندتان را در آن ارزیابی نمایید. دوباره به خودتان خوب نگاه کنید.
با کدام حالت و چه قیافه ای می توانید تأثیر بیشتری روی دیگران بگذارید؟
ج) چنانچه برای شما یا خانواده تان مقدور است فیلمی از زندگی 24 ساعته ی خودتان تهیه کنید و یا برنامه ی زندگی 24 ساعت گذشته ی خود را بر روی کاغذ بنویسید و در ذهنتان مرور کنید. در شرایط و موقعیت های گوناگون چه کرده اید؟ چگونه؟ چرا؟ آیا می توانستید رفتار بهتری و مؤثرتری داشته باشید؟ شما فردا و فرداها را پیش رو دارید، پس با ارزیابی مجدد از شخصیت و توانمندی های خود آمادگی تان را بیشتر کنید. برای امنیت شخصی خود احترام و ارزش خاص قائل شوید، آن را حفظ کنید.
د) برای زندگی روزانه ی خود برنامه ریزی کنید. مطابق برنامه ی تعیین شده، روز خودتان را آغاز کنید و بر همان اساس گام بردارید، سخن بگویید، بپرسید، تلفن کنید، به محل، شخص یا اشخاصی که در نظر دارید مراجعه کنید و کاملاً فعال باشید.
ه) احساسات و خاطرات خود را درباره ی تجارب ناخوشایند ناشی از کمرویی تان بنویسید.
و) برداشت و نگرشتان را نسبت به خانواده ی خود بنویسید.
ز) برای خودتان نامه بنویسید. بدون رودربایستی و با صراحت احساسات خویش را بر روی کاغذ آورید، گله ها را بیان کنید و انتظارات خود را یادآور شوید!
ح) اگر خودتان بر این باور باشید یا به شما بگویند که فقط یک ماه دیگر از حیات شما باقی است، عمر یک ماهه ی خودتان را چگونه خواهید گذراند؟ چه می کنید؟ به کجاها می روید؟ چه می گویید؟ روی سخنتان بیشتر با چه کسانی خواهد بود؟ آخرین کلامتان چه خواهد بود؟ آیا باز هم کمرو باقی خواهید ماند؟
در بخش پایانی این مبحث مهم، لازم به یادآوری مجدد است که کمرویی رفتاری است آموخته شده و همه ی کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالانی که از کمرویی رنج می برند و یا از نظر دیگران کمرویی قابل توجهی دارند اعم از زن و مرد و در هر موقعیت و شرایط روانی، اجتماعی و اقتصادی که باشند، می توانند با توکل به خداوند علیم و حکیم، و قدیر و اعتماد به نفس و اراده ی قوی بر کمرویی خود فائق آیند.
سعی کنید همیشه ظاهری ساده و آراسته داشته، در سلام پیشقدم باشید. با افراد غریبه در مسجد، در اتوبوس، قطار، هواپیما، اطاق انتظار پزشک، مغازه، بانک، کتابخانه و پارک صحبت کنید و شما خود در برقراری ارتباط و شروع صحبت با دیگران، با ادب و کلمات و رفتار مطلوب اجتماعی پیشگام باشید.
برای غلبه بر کمرویی و زدودن نگرانی و اضطراب اجتماعی باید «کاری» انجام داد، فردا و فرداها دیر است، از همین امروز می بایست با برنامه ای جامع و معین کار درمانگری را شروع کرد. مایه ی این کار توکل به خداوند، جدیت و اراده و خودباوری است. در انجام این مهم بزرگترهای خانواده به کوچکترهای کمرو کمک خواهند کرد و بزرگترهای کمرو ضمن برخورداری از بعضی مساعدت ها و حمایت های روانی دیگران، بیشترین مسئولیت را خود به عهده دارند، بدون این که منتظر قطره ی شفابخش، یا درمان فوری و ناگهانی از جایی باشند، با جدیت، قاطعیت و پشتکار امر درمانگری کارآمد را آغاز می کنند.
کمرویی ۳
ویژگی های رفتاری افراد کمرو
برخی از ویژگی های بالینی و رفتاری کودکان، نوجوانان و بزرگسالان کمرو به طور قابل ملاحظه ای متفاوت از دیگران بوده، به سادگی قابل تشخیص است.
از نظر زیستی و فیریولوژیکی نشانه ها یا علائم مشترکی در میان غالب افرادی که به طور جدی دچار کمرویی هستند، مشاهده می شود. بدیهی است که نشانه های فیزیولوژیک در افراد کمرو عمدتاً روان – تنی است و در نتیجه ی شرایط خاص روانی حاکم بر رفتار ایشان ظاهر می گردد. در این ارتباط می توان به علائم فیزیولوژیکی نظیر:تشدید ضربان قلب، سرخ شدن چهره، حالت های اضطرابی، اختلال در ریتم تنفسی، تنش عضلانی (به علت خود توجهی فوق العاده زیاد)، تغییر در تـُن صدا، اختلال در کنش های بعضی از غدد درون ریز و برون ریز و … اشاره کرد.
همچنین بعضی رفتارهای اضطرابی و یا رفتارهای روانی – حرکتی در بین کودکان، نوجوانان و بزرگسالان کمرو دیده می شود.
برخی از این ویژگی ها مانند:گریه کردن، رو برگرداندن از غریبه ها و چسبیدن به فرد آشنا، بیشتر در کودکان کمرو مشاهده می شود. علاوه بر این فرار کردن از جمع غریبه ها، مخفی کردن خود از انظار اطرافیان غریبه و ناآشنا، خجالت کشیدن و به لکنت افتادن، با حداقل کلمات سخن گفتن، بریده و کم حرف زدن، بیشتر عبوس بودن و کمتر لبخند زدن، مضطرب و دستپاچه شدن، گوش خود را کشیدن، با انگشتان خود بازی کردن، با لباس خود ور رفتن، از این پا به آن پا شدن، سر را خم کردن و زیر چشمی به غریبه ها نگاه کردن، عدم برقراری ارتباط بصری مستمر و طبیعی با دیگران، غرق در افکار خود شدن، خود توجهی بیش از حد و گاهی اوقات دقایقی از وقایع محیط غافل شدن، تمایل به سر و کار داشتن بیشتر با کتاب و اشیاء و لوازم مختلف به جای آدم ها، علاقه به بازی با کودکان آشنا و کوچکتر از خود، عدم برخورداری از یک رابطه ی دوستانه با آشنایان، با صدای آهسته و غیر طبیعی سخن گفتن و شخصیتی انفعالی داشتن، گرفته و نگران بودن، خام و بی لطافت برخورد کردن در ارتباطات اجتماعی به خصوص با افراد غریبه، بیزاری از دعوت کردن و دعوت شدن به توسط دیگران و سرانجام تمایل به تنها بودن، بیزاری شدید از نگاه های نقادانه ی دیگران، فقر شدید در انگیزه ی فعالیت اجتماعی، ضعف اعتماد به نفس ، عدم برخورداری از ابتکار عمل و ارائه خلاقیت های ذهنی، بی جرئت و بی شهامت بودن در عین توانایی و قدرت و … از دیگر ویژگی های افراد کمروست.
پدیده ی کمرویی به عنوان یک معلولیت اجتماعی، چنانچه به موقع تشخیص داده نشود و درمان نگردد ممکن است آثار نامطلوبی به همراه داشته باشد و رشد شناختی، عاطفی و روانی و اجتماعی فرد را به طور جدی متأثر کند. در اینجا فهرست وار به بعضی از تأثیرات سوء کمرویی بر روند تحول شناختی، قدرت هوشمندی، رشد شخصیت و ویژگی های عاطفی و روانی افراد کمرو اشاره می کنیم.
کم بودن ارتباطات کلامی و روابط اجتماعی، موجب می شود که کودک، نوجوان یا فرد بزرگسال کمرو دچار خود – محصوری شود و از زندگی فعال و خوشایند اجتماعی محروم ماند.
بُعد شناختی
در بسیاری از مواقع هوش و استعدادی سرشار در پس ابرهای تیره ی کمرویی پنهان می ماند. به عبارت دیگر بعضی از کودکان و نوجوانان کمرو به رغم آنکه ممکن است فوق العاده تیزهوش و سرآمد باشند، اما قدرت هوشمندی ایشان توسط دیگران، به خصوص معلمان به طور واقع بینانه مورد ارزیابی قرار نمی گیرد. کمرویی پایدار می تواند منجر به یک ترس و تنش عمومی شود و کودک یا نوجوان کمرو اعتماد به نفس و جرئت تجربه ی هیچ کار تازه ای را پیدا نکند و در نتیجه عملکرد و پیشرفت او به طور معنی داری پایین تر از سطح توانایی اش ظاهر گردد. به کلام دیگر همیشه فاصله ای قابل توجه بین توان بالقوه و توان بالفعل افراد کمرو وجود دارد.
کمرویی موجب افزایش فوق العاده ی خود توجهی و اشتغال ذهنی فرد کمرو نسبت به واکنش های خویش می شود، به گونه ای که شخص از هرگونه تفکر مولد و خلاق و ارتباط برتر باز می ماند؛ چرا که خلاقیت متضمن برخورداری از شخصیتی سالم، پویا و فعال است و کودکان و نوجوانان خلاق عموماً افرادی کنجکاو، جست و جوگر، اهل چالش ذهنی، انعطاف پذیر، صریح الکلام، شجاع، راحت و بی تکلف، گشاده رو و متبسم هستند. بنابراین کمرویی قدرت تفکر خلاق و خلاقیت فرد را محدود می کند.
بُعد عاطفی – روانی – اجتماعی
افراد کمرو غالباً دچار اضطراب ، افسردگی و احساس تنهایی هستند ، در برقراری و حفظ پیوندهای عاطفی با مشکل جدی مواجهند. کمرویی مانع اصلی رشد مطلوب عاطفی و روانی فرد است.
در افراد کمرو ترس از غریبه ها ممکن است به تدریج تعمیم یابد و باعث شود که آنان از هر چیز تازه و متفاوتی بترسند. این امر می تواند محصور کننده ی فرد در میان دیواره های احساسات بازدارنده باشد و زمینه ی رشد نابهنجار روانی – اجتماعی وی را فراهم کند.
افراد کمرو سهم چندانی در گروه های همگن ندارند و حضوری انفعالی و غیرفعال در گروه های اجتماعی پیدا می کنند. گرچه معمولاً افراد کمرو به خاطر تبعیت پذیری و فرمانبری بی کم و کاست از سوی اعضای گروه طرد نمی شوند، اما باید اذعان داشت که غالباً مورد کم توجهی واقع می شوند و در نتیجه ی چنین نقش غیرفعال گروهی و سازش یافتگی ضعیف، از کسب یادگیری ها، مهارت ها و تجارب مؤثر فعالیت های اجتماعی محروم می مانند.
«کمرویی»، باعث می شود که فرد در عین این که بعضاً از نظر صلاحیت های علمی، فکری و اخلاقی، قابلیت ها و کفایت های فردی برتر از همسالان، دوستان، همگروه ها و همکلاسی های خود است، اما نتواند رهبری گروه راعهده دار شود؛ در حالی که فرصت رهبری گروهی، از تجارب ارزشمند رشد اجتماعی و از عوامل مؤثر افزایش اعتماد به نفس است.
کمرویی موجب افزایش فوق العاده ی خود توجهی و اشتغال ذهنی فرد کمرو نسبت به واکنش های خویش می شود، به گونه ای که شخص از هرگونه تفکر مولد و خلاق و ارتباط برتر باز می ماند؛ چرا که خلاقیت متضمن برخورداری از شخصیتی سالم، پویا و فعال است و کودکان و نوجوانان خلاق عموماً افرادی کنجکاو، جست و جوگر، اهل چالش ذهنی، انعطاف پذیر، صریح الکلام، شجاع، راحت و بی تکلف، گشاده رو و متبسم هستند. بنابراین کمرویی قدرت تفکر خلاق و خلاقیت فرد را محدود می کند.
از آنجا که فرد کمرو غالباً می ترسد که با دیگران به ویژه مخاطب های ناآشنا، تازه وارد و غریبه ها صحبت کند، بالطبع دیگران نیز با او کمتر سخن می گویند. ارتباط مؤثر کلامی برآیندی از تعامل بین فردی و امری است متقابل و مستلزم علاقه، تمایل و انگیزه ی طرفین.به قول معروف:
ا که از جانب معشوق نباشد کششی – کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
بنابراین کم بودن ارتباطات کلامی و روابط اجتماعی، موجب می شود که کودک، نوجوان یا فرد بزرگسال کمرو دچار خود – محصوری شود و از زندگی فعال و خوشایند اجتماعی محروم ماند.
معمولاً افراد کمرو نسبت به خود همان قضاوتی را ندارند که دیگران نسبت به ایشان دارند. چون خود ارزشیابی نشانی از سازگاری اجتماعی است، بنابراین خودپنداری ضعیف، بیانگر رشد معیوب شخصیت و پدیدآیی عقده ی حقارت است.
کمرویی یک پدیده ی پیچیده ی روانی – اجتماعی است. کمرویی یک صفت یا ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه اساساً در نتیجه ی روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه ی رشد، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه یا «سندرم کمرویی» ، متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره ی سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند.
در اینجا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کمرویی اشاره می شود.
کمرویی ناشی از ترس
کمرویی ناشی از ترس عموماً از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالباً در شش ماه دوم آن) کمرویی به عنوان یک پدیده ی همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر می آیند، دیده می شود؛ به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت کودک خردسال از این رو کمروست که مردم برایش ناآشنا هستند، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد.
بعد از 6 ماهگی، کودکان خردسال به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی، می توانند تا افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص بدهند. همراه با افزایش دامنه ی ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و همنشینی با دیگران، بخصوص آشنایان لذت می برد، ترسش فرو می ریزد و این حالت مقدمه ی لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است.
خانواده و فرزندان کمرو
در بررسی علل کمرویی به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی، ویژگی های شخصی و شخصیتی، نظام باورها و رفتارهای فردی، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.
محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا به وجود آمدن اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.
زمانی که الگوهای بزرگسال مثل والدین، خودشان عموماً مضطرب بوده، از مهارت برقراری روابط عاطفی – اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره باشند، بدون شک طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کمرو باشند به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون کمرویی کودکان را در نتیجه ی یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.
کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده ی والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آنها به رفتارهای کلیشه ای و قالبی و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، (در حضور مهمانان، به هنگام مهمانی رفتن، حضور در مجالس جشن و مراسم عمومی، در کوچه و خیابان، در اتومبیل و اتوبوس، به هنگام لباس پوشیدن، غذاخوردن، نگاه کردن، صحبت کردن، راه رفتن و …)،سختگیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و یا حمایت های افراطی و غیرضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و بروز کمرویی به شمار می آیند.
مشاهده ی دوگانگی و تعارض در رفتار الگوهای بزرگسال و ایجاد ناهماهنگی در مفاهیم اساسی شخصیت کودک، موجب کشاکش های درونی و در نتیجه اختلال در رشد طبیعی می گردد، اضطراب شدید و کمرویی کودک را به همراه خواهد داشت.
تک فرزندها و فرزندان اول خانواده
کمرویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگترها بیشتر همانند سازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگسالان بیش از همسالانشان است. به دیگر سخن ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسی های خود بیشتر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگسال، چرا که عموماً والدین انتظارت و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواست های والدین، به تدریج بعضاً دچار احساس بی کفایتی می شوند و خودپنداری بسیار ضعیفی پیدا می کنند و زمینه ی اضطراب فراگیر و کمرویی در شخصیت ایشان نمایان می شود. به خاطر چنین وضعیت عاطفی – روانی، از دست دادن احساس خود ارزشمندی و برخورداری از خودپنداری کمتر، در بعضی از موارد فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کمتری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.
مدرسه، تقویت کمرویی یا رشد اجتماعی
مدرسه، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود.
در غالب موارد، اولیای مدرسه رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه ی کودک یا کودکان کمرو و ناتوان را به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی می نمایند، بعضاً با تأیید و تشویق های خود، به طور مستقیم و غیرمستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند. واقعاً جای بسی تعجب و تأسف است که در بسیاری از مدارس ما گاهی بالاترین نمره ی انضباط از آن کمروست!
برچسب زدن ها و القای ویژگی های خاص به بعضی از کودکان، مانند این که معلم مرتباً بگوید که فلان کس، دانش آموزی است بسیار آرام، ساکت و مؤدب و اعمال فشارهای اخلاقی و وادار کردن کودک به سکوت های اجباری و رفتارهای به اصطلاح مؤدبانه ی مصنوعی سبب می شود که وی به تدریج به یک موجود کاملاً کمرو با شخصیتی انفعالی تبدیل گردد.
در اینجا نیز اعمال فشارهای روانی و اخلاقی، اجرای مقررات خشک و غیرقابل انعطاف، برخوردهای قالبی و دیکتاتور منشانه، رقابت های فشرده و نابرابر، ترسیم فاصله یا شکاف فوق العاده زیاد و غیر عادی بین وضع موجود و وضع مطلوب برای دانش آموزان، اظهار نگرانی مداوم نسبت به آینده ی شاگردان و کنترل شدید رفتارهای فردی و اجتماعی ایشان، کمال جویی ها و آرمان خواهی ها، تحقیرها و تهدیدها، تنبیه ها و محدودیت های غیرمنطقی و تقویت روحیه ی تسلیم پذیری و احساس عدم کفایت اجتماعی و … می تواند زمینه های اضطراب و کمرویی را در کودکان ایجاد و یا تقویت کند.
کمرویی ۲
کمرویی چیست؟
کمرویی یک توجه غیرعادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه ی آن فرد دچار نوعی تنش روانی – عضلانی می شود، شرایط عاطفی و شناختی اش متأثر می گردد و زمینه ی بروز رفتارهای خام و ناسنجیده و واکنش های نامناسب در وی فراهم می شود. به دیگر سخن ، پدیده ی کمرویی به یک مشکل روانی – اجتماعی و آزار دهنده ی شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی یا معلولیت اجتماعی ظاهر می گردد. به کلام ساده، کمرویی
یعنی «خود توجهی» فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کمرویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.
بنابراین:
1.
رو به رو شدن با افراد جدید را برای فرد نگران کننده و دشوار می کند.
2. کمرویی وارد شدن به اماکن جدید و کسب و کار و تجارت تازه را برای فرد سخت می نماید.
3. کمرویی مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می شود.
باید توجه داشت که احساس کمرویی افراد همیشه در برابر انسان ها متبلور می شود و نه در برابر حیوانات، اشیاء و موقعیت های طبیعی و جغرافیایی.
کمرویی از دیدگاه بین فرهنگی
کمرویی پدیده ی گسترده و متنوعی است که نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ های مختلف معانی متفاوتی دارد. کودک یا نوجوانی ممکن است از نظر روان شناسی اجتماعی فردی کمرو باشد، اما از نظر خانواده یا مدرسه به عنوان یک کودک یا نوجوان مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضی ها افراد کمرو را انسان هایی ساکت، مؤدب و محترم می دانند و تصور می کنند که این قبیل افراد، شهروندان سالم و بی آزاری هستند و برخی نیز افراد کمرو را انسان هایی مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع می دانند.
بعضی نیز کمرویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی می کنند و آن را برای پسرها یک ویژگی یا منش ناپسند می دانند، در حالی که کمرویی همان گونه که قبلاً اشاره شد، یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت است و برای هر دو جنس امری است نامطلوب و نابهنجار.
برخی دیگر، کمرویی را در افراد، بخصوص نزد دختران مترادف باحیا و عفت می دانند و آن را تأیید، تمجید و تشویق می کنند؛ در حالی که «حیا» یکی از برجسته ترین صفات انسان های متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری است ارادی و ارزشمند و برعکس کمرویی پدیده ای کاملاً غیر ارادی، ناخوشایند و حکایتگر ناتوانی و معلولیت اجتماعی است.
پدیده ی کمرویی در کشورهای مختلف و از دیدگاه مطالعات بین فرهنگی، حاکمیت نظام های ارزشی متفاوت و غالب بودن بعضی از اهداف خاص تربیتی در خانه و مدرسه نیز بسیار مهم و قابل توجه است.
در بسیاری از جوامع غربی که کارگزاران آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم مشوق و مروج رقابت های گسترده، فزون خواهی های فردی، آزادی های فوق العاده ی شخصی و سلطه طلبی و لجام گسیختگی فرهنگی هستند، به لحاظ شایع بودن همین اندیشه ی خودمحوری، برتری جویی، منفعت طلبی و پرخاشگری در خانواده و کلاس و مدرسه درصد افراد مبتلا به کمرویی فوق العاده کمتر از جوامعی است که کودکان و نوجوانان را به سختکوشی و تلاش، قناعت و سازگاری و تواضع تشویق می کنند.
اما در کشورهایی که مردم عمدتاً با تبعیت پذیری محض و شخصیت انفعالی زندگی می کنند، حکومت های دیکتاتورمنش، آزادی های مشروع فردی و اجتماعی را کاملاً محدود می کنند، فرصت تقویت احساس خودپنداری و رشد مطلوب شخصیت افراد فراهم نمی شود و زمینه ی پدیدآیی رفتارهای پرخاشگرانه، کمرویی و اجتماع گریزی بیشتر مشاهده می گردد. بر همین اساس در جوامع کمونیستی، کمرویی در میان اقشار مختلف جمعیت به مراتب بیش از جوامع دیگر است.
انتظار این است که در جوامع اسلامی با توجه به ارزش های والای قرآنی و وظایف و تکالیف شرعی فردی و گروهی، ضرورت پذیرش مسئولیت های اجتماعی و اتصاف به فضیلت های اخلاقی، کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دور از افراط و تفریط، در تربیت اجتماعی رشدی متعادل و متوازن داشته باشد و افراد، با تجلی شجاعت اخلاقی در گفتار و رفتار ایشان از کمرویی، جسارت و پرخاشگری برکنار باشند. بدون تردید مسلمانان کمرو نمی توانند در انجام بعضی از وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود موفق باشند. فی المثل خمیر مایه ی ایفای وظیفه ی مهم امر به معروف و نهی از منکر برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مؤثر و مفید است.
بسیاری از محققان و متخصصان، ریشه ی اصلی کمرویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی ( SOCIAL ANXIETY) می دانند. بنابراین لازم است اشاره ی مختصری به اضطراب و اضطراب اجتماعی داشته باشیم.
اضطراب
اضطراب از نظر روان شناسی و روان پزشکی یعنی «ناآرامی، هراس و ترس ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست» به سخن دیگر اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیندی آگاه کننده و اخطاری به فرد درباره ی یک خطر یا موقعیت ضربه آمیز است. الگوی پدیدآیی اضطراب در موجود زنده امری است کاملاً فطری و در حد متعادل آن نیروی محرکی برای بسیاری از اعمال و رفتار انسان و ضرورتی برای بقای حیات و صیانت نفس، تلاش و حرکت و آمادگی برای مقابله با تهدیدها و خطرهای طبیعی و اجتماعی به شمار می رود. اما زمانی که نگرانی های فرد نسبت به مسایل مختلف به طور فراگیر فزونی یابد، به تدریج شاهد بروز اضطراب مرضی خواهیم بود. ریشه اضطراب درونی و روانی است و در مراحل رشد شخصیت پدیدار می شود و همان گونه که ذکر شد پاسخی برای تهدیدی ناشناخته و نامشخص و دارای جنبه ی تعارضی و غالباً مزمن است.
اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به دیگر سخن ، فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزشیابی قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باشد. در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد.
هنگامی که چنین اضطرابی بر وجود فرد مستولی شود، اعتماد به نفس کاهش می یابد، قدرت نگرش واقع بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل می رسد و احساس تنش یا ناتوانی در تنش زدایی، افسردگی ، ناآرامی و بیقراری، گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دل مشغولی های مفرط، شخصیت فرد را فرا می گیرد.
در تعدیل اضطراب، عوامل بسیاری از جمله نحوه ی نگرش یا بازخورد فرد، باورهای قلبی، ارزش ها و اعتقادات دینی و تربیت خانوادگی و اجتماعی تأثیر دارد.
اضطراب اجتماعی
اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به دیگر سخن ، فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزشیابی قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باشد. در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد.
با اذعان به این که همه ی انسان ها از کوچک تا بزرگ اساساً تشویق پذیر و تنبیه گریز هستند و دوست ندارند که بخشی از رفتار یا جنبه های مختلف شخصیتشان به توسط دیگران مورد ارزیابی و نقادی قرار گیرد و چنین شرایط یا صحنه های امتحانی برایشان خوشایند نیست؛ اما آن دسته از کودکان، نوجوانان و بزرگسالانی که به طور غیرعادی دچار ترس یا اضطراب اجتماعی هستند، کمترین تمایلی برای حضور در موقعیت های اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند، چرا که همه موقعیت های اجتماعی و تعامل بین فردی را صحنه های ارزیابی و انتقاد تلقی می کنند. فی المثل حضور در جلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسئول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه ی گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه ی پخش مستقیم تلویزیون یا رادیو، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیت هایی از این قبیل تقریباً همه ی افراد را تا حدودی مضطراب می کند، لکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگسالان غالباً در هر موقعیت اجتماعی که ممکن است رفتار ایشان مورد ارزیابی قرار گیرد، دچار اضطراب شدید می شوند. برای این قبیل افراد ، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب می شود و نه یک وضعیت گذرا.
باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی تواند باشد. همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای «تنها بودن» نیست.
اضطراب اجتماعی در شرایط زیر بیشتر مشاهده می شود
1. ترس از عدم تأیید یا انتقاد توسط دیگران.
2. ترس از قرار گرفتن در موقعیتی که می بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهار نظر کرد.
3. ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیت ها و پرخاشگری ها.
4. ترس از مواجه شدن و همکلامی با جنس مخالف.
5. ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی.
6. ترس از بروز جدی تعارض و دوگانگی احساس در خانواده و طرد شدن توسط والدین.
7. ترس از طرد شدن و از دست دادن روابط بین فردی.
کمرویی و احساس تنهایی
تنهایی یک واکنش هیجانی است. فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، احساس می کند که از دوستان و نزدیکان جداست و به طور قابل ملاحظه ای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می برد. چنین فردی نمی تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترس ها و نگرانی ها و آرزوها و امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخ ها و عکس العمل های ایشان را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کمرویی نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما در یک موقعیت یا شرایط خاص ممکن است احساس کنیم که تنها هستیم. افرادی که دچار احساس « تنهایی » می شوند و این احساس با شدت و مداومت افکار و رفتار ایشان را فرا می گیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات بین فردی شان کاسته می شود تا به حداقل می رسد، و از این نظر بعضی از ویژگی های افراد کمرو را پیدا می کنند. کمرویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و «تنهایی» مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است.
باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی تواند باشد. همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای «تنها بودن» نیست. ممکن است یک نفر در جمع آشنایان و دوستان و در حین حضور در جشن ازدواج یکی از بستگان احساس کند که تنهاست و برعکس شخصی ممکن است در یک محیط و مکان کاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد، بدون این که احساس تنهایی کند. شایان ذکر است که به دلیل ویژگی ها و نیازهای خاص روانی – اجتماعی نوجوانان ، ظهور پدیده ی تنهایی (احساس تنهایی) در بین آنها به طور فوق العاده ای بیشتر از شیوع این احساس در میان بزرگسالان است. به همین خاطر در طول یک هفته، لحظاتی که نوجوانان احساس تنهایی می کنند به مراتب بیش از بزرگسالان است.
بنابراین احساس تنهایی ممکن است کاملاً گذرا و موقتی باشد و فرد دوباره نشاط زندگی و تمایل به فعالیت اجتماعی را بازیابد. اما هرگاه چنین احساسی به علل گوناگون، از جمله ناکامی های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتار تبعیض آمیز و بی عدالتی، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، سرخوردگی و توسعه نگرش و بازخورد منفی نسبت به رفتار ناخوشایند و واکنش های منفی اطرافیان، فقر انگیزشی و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان، تقویت گردد با شدت هرچه بیشتر فراگیر شود و فرد مبتلا عمیقاً احساس تنهایی کند، نه تنها همانند افراد کمرو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی می شود، بلکه اضطراب و احساس تنهایی زمینه ی افسردگی جدی را در وی به وجود می آورد و ممکن است دست به اقدامات غیرعادی نظیر گریز و فرار از خانه و محل زندگی و کار، بعضی کژروی های اجتماعی، اعتیاد و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کرده اند یا اقدام به خودکشی می کنند، تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رها شدگی از طرف صمیمی ترین نزدیکان و دوستان خود داشته اند.
بنابراین می بایست به طور خیلی جدی به این پدیده توجه داشت و افراد مبتلا به آن را با اتخاذ روش های اصلاحی و درمانی مناسب، مورد درمان و توان بخشی اجتماعی قرار داد.
بدون تردید در دنیای پیچیده ی امروز، فراوانی ناراحتی ها و رنج های ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی، نظیر: اضطراب، افسردگی، کمرویی و احساس تنهایی و … به مراتب بیش از بیماری های قلبی است! در واقع در بسیاری از موارد ناراحتی های قلبی خود نتیجه ی فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا ناموفق بین فردی است .
بحث درباره ی شیوع کمرویی و درصد فراوانی افراد کمرو، با توجه به تعریف پدیده ی کمرویی از دیدگاه بین فرهنگی و نگرش متفاوت و متنوع جوامع مختلف نسبت به این پدیده، کار ساده ای نمی تواند باشد. اما می توان گفت که پدیده ی
فوق العاده فراگیر است و به دلایل عدیده ای که مقالات بعد به آنها اشاره خواهد شد درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان هر جامعه دچار کمرویی و چنین ناتوانی ها و معلولیت اجتماعی هستند.
حداقل پدیدار شدن کمرویی هنگامی است که فرد کمرو با مخاطبان آشنا و صمیمی و خردسال در کانونی همچون خانواده سروکار دارد؛ و حداکثر تبلور یا تظاهر کمرویی زمانی است که فرد کمرو در یک موقعیت و شرایط تازه با حضور جمع قابل توجهی از افراد غریبه و متنفذ و مقتدر، ملزم به صحبت کردن و توضیح و گفت و شنود صریح می شود.
همانگونه که گفته شد
کمرویی در نزد کودکان و نوجوانان به مراتب بیشتر از بزرگسالان است.
بسیاری از افرادی که در واقع براساس تعاریف ارائه شده و معیارهای پذیرفته ی کمرویی، کمرو تلقی می شوند، به گونه ای کمرویی خود را پنهان می دارند و بخصوص سعی می کنند تا در برابر کودکان و افراد همسال خویش کمتر کمرویی نشان دهند.
در هر حال فراوانی ظهور رفتار کمرویی در موقعیت های مختلف خانوادگی و فامیلی، شغلی و تحصیلی، اجتماعی و سیاسی و … کاملاً متفاوت است. به طور کلی حداقل پدیدار شدن کمرویی هنگامی است که فرد کمرو با مخاطبان آشنا و صمیمی و خردسال در کانونی همچون خانواده سروکار دارد؛ و حداکثر تبلور یا تظاهر کمرویی زمانی است که فرد کمرو در یک موقعیت و شرایط تازه با حضور جمع قابل توجهی از افراد غریبه و متنفذ و مقتدر، ملزم به صحبت کردن و توضیح و گفت و شنود صریح می شود.
بررسی های انجام شده حاکی از آن است که تمامی افراد کمرو در همه ی موقعیت ها و شرایط اجتماعی یکسان، واکنش و رفتار مشابهی از خود نشان نمی دهند و میزان و درجات احساس کمرویی ایشان کاملاً متفاوت است.
کمرویی 1
انسان اصالتاً موجودی است اجتماعی و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران. بسیاری از نیازهای عالیه ی انسان و شکوفا شدن استعدادها و خلاقیت هایش فقط از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی می تواند ارضاء شود و فعلیت یابد.
در واقع خودشناسی، برقراری ارتباط مؤثر و متقابل با دیگران، پذیرش مسئولیت اجتماعی و نیل به کفایت اقتصادی از اهداف اساسی همه ی نظام های تربیتی است.
کمرویی غالباً با گذشت زمان، فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی و تشدید فشارهای اجتماعی، رقابت ها، گوشه گیری ها، تکروی ها، عزلت گزینی ها و تنهایی ها گسترده و شدیدتر می شود و درصد بیشتری از جوانان و بزرگسالان را فرا می گیرد. مگر این که بتوانیم با تشخیص سریع و استفاده از روش های تربیتی و درمانی مناسب و مؤثر از گسترش کمرویی و تشدید آن پیشگیری کنیم.
در دنیای پیچیده ی امروز، یعنی در عصر ارتباطات سریع و پیوندهای اجتماعی، ضرورت هرچه بیشتر تعاون و همکاری های ملی و همفکری های علمی، حضور فعالیت فرهنگی و احاطه بر زنجیره ی علوم، فنون و تکنولوژی برتر؛ بدون تردیدپدیده ی کمرویی یک معلولیت اجتماعی است.
در هر جامعه درصد قابل توجهی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آن که تمایلی داشته باشند، ناخواسته خودشان را در حصاری از کمرویی محبوس و زندانی می کنند و شخصیت واقعی و قابلیت های ارزشمند ایشان در پس توده ای از ابرهای تیره ی کمرویی، ناشناخته می ماند.
چه بسیار دانش آموزان و دانشجویان هوشمند و خلاقی که در مدارس و دانشگاه ها فقط به دلیل کمرویی و معلولیت اجتماعی، همواره از نظر پیشرفت تحصیلی و قدرت خلاقیت و نوآوری نمره ی کمتری از همسالان عادی خود عایدشان می شود؛ چرا که کمرویی یک مانع جدی برای رشد قابلیت ها و خلاقیت های فردی است.
پدیده ی کمرویی در بین بزرگسالان و افراد مسن بسیار پیچیده تر است و چنین پیچیدگی روانی ممکن است در اغلب موارد، نیازهای درونی، تمایلات، انگیزه ها، قابلیت ها، فرصت ها، هدف ها و برنامه های شغلی، حرفه ای و اجتماعی ایشان را به طور جدی متأثر و دگرگون کند.
پرداختن به پدیده ی کمرویی و بررسی مبانی روان شناختی آن از این رو حائز اهمیت است که تقریباً همه ی ما به گونه ای تجاربی از کمرویی را در موقعیت های مختلف داشته ایم. اما نکته ی مهمتر این است که بعضی ها در همه ی شرایط و موقعیت های اجتماعی به کمرویی قابل توجهی دچار می شوند. بنابراین می توان گفت که اکثر قریب به اتفاق مردم در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه ای دچار کمرویی شده اند.
- بعضی هاصرفاً در مواقع و موقعیت های خاص دچار کمرویی می شوند.
- بعضی ها دربرخی از مواقع و موقعیت ها دچار کمرویی می شوند.
- بعضی ها درغالب مواقع و موقعیت ها دچار کمرویی می شوند.
- بعضی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان که شمارشان نیز قابل ملاحظه است،تقریباً در همه ی موقعیت های اجتماعی دچار کمرویی می شوند.
روند تحولات اجتماعی گویای این حقیقت است که مسئله کمرویی غالباً با گذشت زمان، فشردگی و پیچیدگی روابط بین فردی و تشدید فشارهای اجتماعی، رقابت ها، گوشه گیری ها، تکروی ها، عزلت گزینی ها و تنهایی ها گسترده و شدیدتر می شود و درصد بیشتری از جوانان و بزرگسالان را فرا می گیرد. مگر این که بتوانیم با تشخیص سریع و استفاده از روش های تربیتی و درمانی مناسب و مؤثر از گسترش کمرویی و تشدید آن پیشگیری کنیم. باید توجه داشت که کمرویی می تواند به تدریج به صورت نوعی بیماری روانی (روان نژندی) درآید. بنابراین کمرویی باید هرچه زودتر شناسایی، پیشگیری و درمان شود.