
اين روزها فرصت كمتري براي وبلاگ نويسي دارم.چون احساس مي كنم به دليل تفكرات اشتباه گذشته ام از بسياري از حق و حقوقم محروم شده ام و با كلنگ به ريشه ي خوشبختي ام تيشه زده ام. وقتي نگاهي به فرمهاي ارزشيابي ام مي كنم از خودم خجالت مي كشم و با خودم مي گويم تو با اين همه ادعا چرا بايد اين همه كمتر از معلمان هم دوره ات امتياز بگيري !! درست ۵ شهريور امسال بود كه معلمهايي با چند سال سابقه ي كمتر از من به مدارس شهر رفتند و من مجبو ر شدم روستايي به فاصله ي ۲۰ كيلومتري را انتخاب كنم و هر روز علاوه بر دادن كرايه ، يكي دو ساعت را با رفت و امد بگذرانم و يا دو سه سال قبل بود كه معلمي كه فقط نيم امتياز ناقابل از من بيشتر داشت گروه گرفت .
بنابراين امسال براي نيل به اين هدف متعالي راهكار حضور حداكثري را در اولويت سياستهاي خودم قرار داده ام. در اين راستا تكيه بر توانمنديهاي فردي جايگاه ويژه اي دارد براي نمونه وقتي مي توان با صرف يك ساعت مقاله اي نوشت چه ضرورتي دارد انسان وقتش را با امري غير ضرور مثل وبلاگ نويسي تلف كند. طي يكي دو ماه اخير مقالاتي راجع به بهداشت روان ، بورس ايران و چشم انداز آن ، غدير خم و عيد مبعث ،نقش بازارچه هاي مرزي در جلوگيري از قاچاق كالا ، جايگاه فرهنگيان در مقابله با تهاجم فرهنگي و ديدگاه باباطاهر عريان در بحران اقتصادي غرب نوشته ام. در نوشتن مقاله انچنان توانمند شده ام كه كافيست از فرهنگ لغت به صورت اتفاقي سه كلمه را انتخاب كنيد تا من راجع به تاثيرات آنها چند صفحه بنويسم.امسال براي نخستين بار در مسابقات پرسش مهر شركت كردم و توانستم در شهرسان و در بخش داستان رتبه بياورم.
مقداري از وقت من صرف ورزش و شركت در مسابقات ورزشي مي شود.مسابقات ورزشي معلمان ، در رشته هاي فوتبال ، واليبال شطرنج و پينگ پنگ برگزار مي شود. متاسفانه من به جز تنيس در هيچ رشته اي مهارت ندارم . هنگامي كه چند سال قبل در مسابقات تنيس شركت كردم موفق شدم در بين ۴ نفر چهارم شوم. بنابراي دور رقابتهاي ورزشي را خط كشيدم. اما امسال وضع فرق دارد. من در تمام رشته ها تمرين مي كنم و مسابقه مي دهم شايد بتوان حتي در يك رشته سوم شوم و تقديرنامه بگيرم.الان هم بايد بروم و كتاب آموزش شطرنج بخوانم .


