
مدير مدرسه
پرسيد : بخشنامهي دوره هاي ضمن خدمت آمده در دوره اي شركت مي كني
؟
گفت :
نه
مدير پرسيد
: آيا تحقيق وتاليفي در دست داري ؟
گفت :
نه
پرسيد : آيا
در سال تحصيلي جاري ، فعاليتي ابتكاري در كلاس انجام داده
اي؟
گفت :
نه
پرسيد :
قرار است از مدرسه ي ما 2 نفر براي گرفتن تشويقي معرفي شوند آيا در زمينه اي خود را
مستحق تشويق مي داني؟
گفت : نه .
من ليسانس دارم و بالاترين گروهي كه يك نفر با اين مدرك ميتواند بگيرد 19 است و من
دو سال است اين گروه را گرفتهام . بنابراين نياز به دوره و تشويقي و امتياز ندارم
!!!
ومدير مدرسه
تا آخر سال از او هيچ نپرسيد.
پدر باشوق
پرسيد : انتخابات شوراهاي دانش آموزي چه روزي است ؟
پسر گفت :
گمان كنم اواخر مهر .
پدر پرسيد :
بخشنامه ي پرسش مهر نيامده است ؟
گفت : آمده
است پدر ، و چند روزي است در تابلوي مدرسه نصب شده .
صبح روز بعد
پدر به مدرسه رفت و با دقت بخشنامه را خواند وچيزهايي را يادداشت كرد و بعد راهي
مغازه شد پشت كامپيوتر نشست و اطلاعيه اي را تايپ
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت
22:28 |