تبليغاتX
radiomoallem

نمره 

یکی از طرحهایی که چند سالی است در مدارس اجرا می­شود دادن بخشی ازنمره­ی ارزشیابی معلم ، توسط والدین است.البته آنقدر در آموزش و پرورش ما طرحهای کارناشناسی­شده انجام می­شود که اگر طرح جدیدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 22:23 |
                                

من در عمر شریفم خیلی کم گل خریده­ام.هفته­ی قبل به گل­فروشی رفتم و 2 شاخه­ گلایول و 2 شاخه میخک خریدم..- نام گلها را گلفروش گفت گلها را به کلاس بردم. توی کتاب علوم نوشته بود اگر شاخه­های گل را توی آب رنگی بگذاری و چند روز صبر کنی رنگ از آوندهای گل بالا می­رود و گل رنگی می­شود.. در دو لیوان آب و جوهر ریختم و از هر گل شاخه­ای را قرار دادم.یکی از لیوانها را لبِ تاقچه و دیگری را داخل کمد، فلزی گذاشتم تا اگر اتفاقی برای گلهایِ لب پنجره افتاد گلِ دیگر و بالا رفتن رنگ را به دانش­آموزان نشان دهم.چند روز بعد 2 لیوان را روی میز گذاشتم.آبِ رنگی چندان از ساقه­ی گل بالا نرفته بود.اما گلهای داخل کمد خشک شده بود.به بچه­ها گفتم چه نتیجه­ای می­گیرید؟ یکی گفت: گیاهان به نور نیاز دارد. گفتم: آفرین!

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 22:46 |

ایسنا: يازدهمين وزير آموزش و پرورش كشور در حالي امروز از نمايندگان ملت راي اعتماد گرفت كه انتظارات از وي كه با راي حداكثري نمايندگان بر كرسي وزارت بزرگ‌ترين و در عين حال، پرچالش‌ترين دستگاه اجرايي كشور تكيه مي‌زند، بيش از پيش است.
حميدرضا حاجي بابايي در جلسه علني روز يكشنبه راي اعتماد در مجلس شوراي اسلامي با 217 راي موافق، 33 راي مخالف


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 8:44 |
     مسافران        جهانی که ما در آن زندگی می­کنیم با تمام پیشرفتها و توسعه­اش محصول تخیل انسان است.آدمی نخست تخیل می­کند و بعد می­سازد.حدود 105 سال از مرگ ژول ورن داستان­نویس فرانسوی می­گذرد. نویسنده­ای که او را بنیانگذار داستانهای علمی تخیلی می­دانند. ژول ورن
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 19:12 |
                    

معاون پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش شهر تهران مدعی شد هر كس در این كه كاركنان نیروی انتظامی سربازان راستین امام زمان(عج) هستند، شك كند از اسلام خارج است! وی كاركنان نیروی انتظامی را سربازان راستین امام زمان (عج) دانسته و اظهار داشته است : " اگر كسی به این موضوع شك كند از اسلام خارج است " . محمد بنیادی در مراسم نواختن زنگ انضباط اجتماعی در مدارس كه در دبیرستان البرز برگزار شد افزود: "در جهان سه نوع حكومت از جمله پادشاهی ، دموكراسی و حاكمیت منبعث از خدا و عترت داریم كه در این نوع از حكومت ولی فقیه استمرار ولایت رسول الله است و حكم او حكم خداست و تمرد از حكم او تمرد از حكم خداست".این مقام در آموزش و پرورش تهران با بیان اینكه خدا پلیس هستی است گفت: "هیچ موجودی حق تمرد از دستور این الهه ناز را ندارد و كوچكترین تمرد از او موجب جایگزینی فرد دیگری از عالم هستی می شود ". بنیادی با تاكید بر اینكه باید حق پلیس در نظام جمهوری اسلامی به خوبی جا بیفتد گفت : " دانش آموز ما وقتی پلیس را كه استاد نظام و نظم در جامعه هستند می بینند باید او را بر پدر خود ترجیح دهد. باید خود را ملزم بدانیم كه از نیروی انتظامی شایسته تقدیر كنیم و خاك پای آنها را طوطیای چشم كرده و بر آن افتخار كنیم " .

منبع : سایت نیروی انتظامی و بازتاب

 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 22:39 |

                                   book

 

کودکان دنیای کودکانه­ای دارند . همین امروز ساعت علوم چند شاخه گل به کلاس بردم . به دلیلی باید بخشی از ساقه­ی گل را قطع می­کردم هنگامی که چاقوی تیز را روی شاخه گذاشتم یکی از بچه­ها گفت : آقا دردش می­آد !!چند وقت پیش هم وقتی کنار خیابان منتظر وسیله­ای بودم و با دستانم برگهای سوزنی درخت کاجی را می­کندم کودکی به من گفت :چرا موهای درخت را می­کنی ؟ ! 

بسیاری تصور می­کنند کودک یک آدم بزرگ با جثه­ی کوچک است. و می­شود حرفهای بزرگانه را با ادبیاتِ ساده به خوردِ کودکان داد. :به بخشی از کتاب فارسی سال چهارم ابتدایی توجه کنید.آیا این مطالب برای کودک ده ساله­ی ایرانی شهری و روستایی و عشایر قابل فهم و ضروری است:

می­دانیم که کودکان سرمایه­های اصلی هر کشورند.آنان آینده­ی کشور خود را می­سازند و سبب پیشرفت آن می­شوند. برای کمک به این کودکان آسیب­دیده ، سازمانهای گوناگونی به وجود آمده­اندکه معروف­ترین آنها یونیسف است .یونیسف یک سازمان وابسته به سازمان ملل متحد است.این سازمان تلاش می­کند تا کودکان محروم و عقب­مانده ، زندگی بهتری داشته باشند.اکنون کودکان محروم جهان می­پرسند که آیا سازمان ملل متحد توانسته است وظایف خود را به خوبی انجام دهد ؟ آیا به وعده­های خود عمل کرده است؟

یکی دیگر از سازمانهای مهم وابسته به سازمان ملل متحد ، یونسکو نام دارد.یونسکو یک سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی است.

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 21:57 |

                                    ba

این هفته هوا گرم نبود من هندوانه نخوردم.ولی مدرسه تعطیل بود. چهارشنبه­ی هفته­ی قبل از 21 دانش­آموز کلاسم تنها محسن نیامده بود. وقتی مدرسه تعطیل شد محسن با دوچرخه­اش لبِ مدرسه آمد و گفت : آقا فردا میام . ما هم گفتیم باشه ! فردا که رفتیم در راه بچه­ها را دیدم که شاد و شنگول به طرف خانه برمی­گردند یکی دونفرشان هم داد کردند آقا برگرد مدرسه تعطیله . اما ما رفتیم و دیدیم واقعاً مدرسه تعطیله.روز قبلش یک نفر از بهداشت آمد و گفت همه را جمع کنید. ما سه بار سوت زدیم و 333 دانش­آموز مدرسه در سالن کنار هم نشستند. بعد آن مربی بهداشت گفت : بچه­های عزیز اگه عطسه کردید یک دستمال جلوی خود بگیرید و بعد آن دستمال را داخل نایلون و نایلون را داخل سطل بیاندازید و دستتان را با آب و صابون بشویید.ناگهان یکی از بچه­ها سه بار عطسه کرد حالا نمی­دانست باید سه تا دستمال و نایلون داشته باشد یا یکی و همانجا بود که احساس کردم داریم به سمت یک بحران پیش می­رویم. بعد آن مربی بهداشت گفت: هیچ وقت به هم نزدیک نشوید دست­کم یک متر و نیم.حالا توی آن نمازخانه­ی کوچک و 333 بچه. و او فکر نکرد که اینها نیاز به 333 متر دارند و فضایی خیلی بزرگ. اما فردایش مدرسه تعطیل شد و من خوشحال شدم که از این بحران بهداشتی گذر می­کنیم. روز اول که تعطیل شدیم فکر کردم شاید تابستان بشود و هوا گرم. اما نشد. روز دوم که به کوچه رفتم بچه­های مدرسه را دیدم که جا به­جا  ایستاده­اند و نشسته­اند و بازی می­کنند .چند بار نصیحت کردم که به هم نزدیک نشوید اما گوش شنوا کو ! بنابراین دیگر چندان به کوچه نرفتم تا این مسائلِ غیر بهداشتی را نبینم.

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 23:26 |
                                 haji babaee

 آنگونه که شنیده­ام تا چند روز دیگر حمیدرضا حاجی بابایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت. این معاونِ ریاست مجلس که 4 دوره از نمایندگی­اش می­گذرد سابقه­ی معلمی دارد و همواره به عنوان عضو اصلی کمیسیون آموزش مجلس به نقد عملکرد وزرای آموزش و پرورش می­پرداخت. به نظر می­رسد با توجه به نفوذی که این نمایتده­ی با سابقه­ی شهر همدان در مجلس دارد بتواند به آسانی رای اعتماد بگیرد. با توجه به جایگاه شایسته­ی او در مجلس حمیدرضا حاجی­بابایی تمایل چندانی به نشستن روی میز لرزان وزارت آموزش و پرورش نداشت.هنگامی که حدود 2 سال قبل فعالیتهای صنفی فرهنگیان برای تصویب نظام هماهنگ شدت گرفت وی مواضع تندی علیه صنف گرفت. همان روزها برای بازدید از نمایشگاه مطبوعات به تهران رفتم و او را دیدم . نظرش را راجع به فعالیتهای صنفی پرسیدم .پاسخ داد عملکرد روزهای اخیر نشان داده است آنها خارج از نظام هستند.البته من سوالها و مسائل دیگری نیز داشتم تا با او مطرح کنم اما وی تمایل داشت در آن نمایشگاه به غرفه­ی تعدادی از خبرگزاریها و روزنامه­های سرشناس برود تا سخنانش بازتاب رسانه­ای داشته باشد.

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 11:25 |
                           

آنگونه که وبلاگ صدای معلم نوشته است چند روز قبل جماعتِ انجمن صنفی معلمان به قم رفته­اند تا با مراجع دیدار کنند آقایان آیه­الله مکارم شیرازی و نوری همدانی آنها را به حضور نمی­پذیرند و آنها به دیدارِ آقایان منتظری و صانعی می­روند

انجمن صنفی فرهنگیان نهادی غیرسیاسی است اما گاه برای طرح دیدگاهها و گرفتن حق صنف نیاز است تا با آدمهای سیاسی دیدار و صحبت شود.اما گفتگو با افرادی که به هر دلیل در ساختار سیاسی و اداری ایران تاثیری ندارند چه ضرورتی دارد.به ویژه آنکه به دلایلی مانند همین دیدارهای بی­ثمر نگاه مسئولان به صنف معلمان همانند نگاه به گروههای سیاسی تندرو و بدون منطق است. اگر فایده و هزینه­های اینگونه دیدارها را با هم مقایسه کنیم مشخص می­شود بدون دست یافتن به امتیازی، از اعتبار صنف ، نزد مسئولان و بسیاری از معلمان کاسته  می­شود.

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 19:31 |
                                 anfolanza

آنفولانزای نوع آ آمد ما که باور نمی­کردیم .همین امروز کلاس بغلی­مان تعطیل شد.یکی از بچه­های کلاسم گفت آقا پنجمی­ها کیفشان را برداشتند و رفتند خوش به حالشان !! ما را هم تعطیل کن !. قانونی که حدود یک ماه قبل تصویب شده شامل حالِ این کلاس شد. هر کلاسی که 15 درصد و هر مدرسه­ای که 30 درصدش بیمار شوند تعطیل است. یعنی کافی است در یک کلاس 20 نفره 3 دانش­آموز بیمار شود آن وقت آن کلاس به مدت 1 هفته تعطیل است. تشخیص بیماری دانش­آموز هم با خودش است. یعنی یک دانش­آموز 7 ساله صبح که از خواب برخاست می­تواند احساس بیماری آنفولانزای نوع آ نماید و زنگ بزند که من مریضم و این کودکان 3 نفر که شدند کلاس تعطیل می­شود. اما حالا اگر دکتر هم بیاید و دانش­آموز را معاینه کند چیزِ خاصی را تشخیص نمی­دهد.دو سه روز اول بیماری علائم چندانی ندارد و کمی آب­ریزش بینی و سردرد برای خوابیدن کفایت می­کند. اما شنیده­ها حکایت از آن دارد که این آنفولانزا حالا حالاها میهمان ماست. و بعد از یک هفته که بچه­ها تعطیل شدند و رفتند و استراحت کردند و برگشتند کافی است دو باره 3 دانش­آموز احساس بیماری کنند دوباره هفته از نو و استراحت از نو. مسئولان بهداشتی دستورالعملی محتاطانه را به آموزش و پرورش ابلاغ کرده است اما آیا مدارس ما برای تعطیلی یک هفته­ای طرح و برنامه­ای دارد.!؟ البته که ندارند ای کاش مسئولان آموزش و پرورش با استفاده از ابزارهایی مانند دستگاه کپی ، تلفن و وسایل ارتباطی اجازه نمی­دادند   ضربه­ای به درس دانش­آموزان بخورد. ساده­ترین کار این است که هر مدرسه چند صفحه تمرین و فعالیت آموزشی را چاپ و در اختیار دانش­آموز قرار دهد.

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 20:47 |
                                news

روز یک­شنبه از مدیرمان اجازه می­گیرم تا دو ساعت زودتر به خانه بازگردم. ساعت ده صبح کیف دستی­ام را برداشته و با اتوبوس به تهران می­روم. ساعت 2 بعد از ظهر در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها هستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 20:8 |
                                 

برادرم فقط 10 سال از من بزرگتر است اما گاهی وقتها که حکایتهای دوران    ابتدایی­اش را تعریف می­کند خیال می­کنم هم­کلاسی ابوعلی­سینا یا سعدی شیرازی بوده است. او می­گوید آن روزها دوره­ی ابتدایی و دبیرستان هر کدام 6 سال بود. من وقتی 6 سال داشتم به مکتبخانه­ی فردی به نام آقا مصطفی حقیقیان رفتم.این آقای محترم دهها شاگرد ریز و درشت داشت و خانه­اش محل تحصیل ما بود. اگر چه کتابهای ما کتابهای مرسوم باقیِ مدارس بود اما آقا مصطفی برای خودش قوانین خاصی داشت. مثلاًً کودکی 10 ساله پیش او می­آمد و می­گفت خودم در خانه الفبا و خواندن و نوشتن را یاد گرفته­ام او درآزمونی که چند دقیقه بیشتر نبود شرکت     می­کرد و به پایه­ی دوم یا سوم می­رفت. آزمون آقا مصطفی ساده بود کتاب­های پایه­های مختلف را باز می­کرد و از دانش­آموز چند سوال می­پرسید. گاهی هم پسری به مدرسه می­آمد و می­توانست به آسانی کتاب فارسی چهارم را بخواند اما ریاضی­اش در حد دوم ابتدایی بود. او یکی دو ماه فقط ریاضی می­خواند و به کلاس پنجم راه می­یافت.در مدرسه­ی آقا مصطفی دانش­آموزان بااستعداد مجاز بودند با هر سرعتی که خواستند درس بخوانند و امتحان بدهند. مثلاً برادر من که 6 سال داشته در 3 سال دوره­ی 6 ساله­ی ابتدایی را تمام می­کند و  در 9 سالگی به دبیرستان می­رود. البته آزمون سال ششم هماهنگ با سایر مدارس و در حوزه­ی امتحانی برگزار و توسط معلمان رسمی تصحیح می­شده است.انجمن اولیا و مربیان این مدرسه هم حالت اداری و رسمی نداشته است. برادرم می­گوید یادم می­آید برخی شبهای زمستانی همراه پدر با ظرفی شلغم به­ خانه­ی او می­رفتیم. ساعتی را زیر کرسی می­نشستیم و حرف       می­زدیم. آقا مصطفی از دغدغه­ها و مشکلات مدرسه می­گفت و نظرات ولی دانش­آموز را می­شنید.

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 7:36 |

                             ماشین

پدرش آمده لبِ کلاس. می­گوید معلم پارسالش خوب نبود چیزی به او یاد نداد آخر سال هم رفوزه­اش کرد. نام معلمش را می­پرسم به یاد نمی­آورد. پسرش چیز زیادی نمی­داند موقع نوشتن املا کنار یکی از شاگردان خوب می­نشانمش تا آنچه او می­نویسد این نقاشی کند وگرنه هیچ نمی­نویسد و گریه می­کند. به پدرش می­گویم شغلت چیست . می­گوید : بنگاه دارم به داخل کلاس دعوتش می­کنم. پسرش را به همراه شاگردی دیگر پای تخته می­رود .جملاتی را می­گویم تا بنویسند. اشتباه می­نویسد با خطی درهم و برهم. می­گویم : نگاه کن خط و املایش را ببین.چیزی نمی­گوید شاید حرفی برای گفتن ندارد. موقع رفتن به او سفارش می­کنم روزی چند سطر املا به او بگوید. می­گوید: اولاً وقت ندارم .دوماً بچه باید خودش علاقمند به درس و مدرسه باشد سوماً سوات ندارم!!

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 22:11 |
                                  سرماخوردگی

چه بخواهیم و چه نخواهیم تابستان تمام شده و پاییز آمده است .پاییز یعنی زردی و ریختن برگها پاییز یعنی سردی هوا و آمدن بیماریهایی مانند سرماخوردگی یا آنفولانزا . امسال هم که شاهد نوع خاصی از این بیماری به نام آنفولانزای نوع A هستیم. امروز در کلاس درس حدود نیم ساعت راجع به مراقبتهای بهداشتی برای نگرفتن آنفولانزای نوع A حرف زدم. گفتم که هرگز با هم روبوسی نکنید.- هر چند معمولاً با هم روبوسی نمی­کنند.- و یا با هم دست ندهید از هم مداد و پاک­کن و تراش نگیرید. دستهای خود را به گوش و چشم و دهان خود نزدیک نکنید و اگر عضوی از بدنتان خارش داشت از انتهای مداد استفاده کنید.از دست زدن به هر خوراکی پرهیز کنید .برای خوردن ساندویچ ِ صبحانه ، آن را روی میز بگذارید و دهانتان را به غذا نزدیک کرده و با کمال ادب گاز بزنید . هنگامی که عطسه می­کنید دستمال کاغذی جلوی دهانتان بگیرید بعد آن دستمال را داخل نایلون بگذارید و داخل سطل زباله بیاندازید. و دستتان را با آب و صابون شسته و با دستمال کاغذی دیگری خشک کنید.به آنها گفتم در دو سه روز نخست ، فرد بیمار هیچ علامتی ندارد بنابراین اگر علائمی در دانش­آموزی دیدید از یکی دو روز قبل به او نزدیک نشوید. به آنها گفتم ساعت ورزش بازی والیبال و هندبال نکنید زیرا ممکن است فرد بیمار دستش به توپ خورده باشد. به آنها گفتم به دستگیره­ی در دست نزنید و اگر دیر به کلاس آمدید با کمال ادب با پایتان به در بزنید تا خودم درب را بازکنم. البته می­دانم این توصیه­ها کافی نیست و باید چیزهای زیادی بنویسم و روی دیوارهای کلاس نصب کنم. هرچند دیوار کم خواهم آورد.

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 22:13 |

                                          مجلس

دیشب خواب عجیبی دیدم .نمی­دانم از کجا زنگ زدند و گفتند برای تهیه گزارش به مجلس بیا گفتم باید به مدرسه بروم درسمان عقب است. گفتند از وزارت به مدرسه زنگ می­زنیم و هماهنگ می­کنیم. به مجلس رفتم رئیس چکش را روی صفحه­ی فلزی زد و گفت جلسه رسمی است قرار است وزیر آموزش و پرورش معرفی شود.بعد رئیس جمهور آمد و حرفهای مهمی زد و در ادامه گفت قرار بود وزیر زن باشد اما گاهی وقتها حتی مردها هم کارشان را درست انجام می­دهند. بعد مردی با سبیل کلفت پشت تریبون آمد و برنامه­های وزارت را اعلام کرد.بعد از او یکی از نمایندگان گفت برنامه­های شما مثل برنامه­های وزرای قبلی زیباست اما ما ضمانت اجرایی می­خواهیم.نامزد وزارت پشت تریبون قرار گرفت و به هر که می­شناخت قسم خورد اما کسی اعتنا نکرد عاقبت به نماینده­ی معترض گفت جلو بیا. و بعد ناگهان یک تار سبیلش را کند و به او داد. آن نماینده تار مو را داخل نایلونی گذاشت و نشست بقیه­ی نمایندگان نایلون در دست صف کشیدند و او مجبور شد به تمامی آنها یک تار سبیل بدهد. به دلیل ازدحام گاه یک تار روی زمین می­افتاد و یا نماینده­ای دو سه تار با خود می­برد در انتها او دیگر سبیلی نداشت و صدایش هم نازک و زنانه شده بود.

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 7:51 |
 

جمعه 17 مهر1388 ساعت: 9:27

توسط:علی پورسلیمان

سخن معلم :
سلام
آیا انعکاس اخبار تشکل های معلمان و نحوه برخورد با آن ها در محدوده نامی بزرگ مانند " رادیو معلم " نیست ؟!
دوست عزیر !
آموزش و پرورش و مسائل آن فقط محدود به آران و بیدگل نیست !
از انتقاد صریح عذرخواهی می کنم ...
سبز و پیروز و پایدار باشید.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

اردو

دوست و همکار نادیده­ام

علی پور سلیمان

رادیو معلم ، رادیو نیست یک وبلاگ است.در اختیار همه­ی معلمان نیست بلکه مطالب آن را یک نفر می­نویسد که این یک نفر یک معلم از شهرستانی به نام آران و بیدگل است.من آدمهای انجمن صنفی معلمان را نمی­شناسم و به جز اعتراض از عملکرد آنها خبری ندارم.مطمئن باشید اگر رادیو معلم یک رادیو یا یک شبکه­ی تلویزیونی بود مقداری از زمان آن را صرف مصاحبه با انجمن­ صنفی می­کردم تا گزارش عملکرد خود را بیان کنند و البته در آن برنامه فعالیتهای انجمن را نقد می­کردم و به آنها اجازه می­دادم به نقدهایم جواب دهند.اما رادیو معلم یک وبلاگ است.وبلاگی که در چند دقیقه و بدون مجوز می­توان آن را ساخت..شما که برای اطلاع­رسانی از فعالیتهای انجمن صنفی وبلاگ دارید و آزادید هر تعداد که می­خواهید وبلاگ راه­اندازی کنید دیگر چه نیازی به من و وبلاگم دارید. اگر مشکل به خاطر اسم است اسم وبلاگهایتان را تلویزیون معلم یا  شبکه­ی جهانی معلم  بگذارید اما  بدانید آن هم یک وبلاگ خواهد بود.

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 11:23 |

 

 همین هفته­ی اول مدرسه یک مینی­بوس گرفتیم و بچه­ها را بردیم نمایشگاه دفاع مقدس و تپه­های سیلک.تا هم در هنگام تاریخ به دیده­هامان در موزه­ی سیلک اشاره کنیم و هم در ساعت انشا  از آنها بخواهیم آنچه را دیده­اند  بنویسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 23:49 |

کماندار

امروز با آقای صدر مدیر آموزش و پرورش آران و بیدگل دیداری داشتم.وی در باره­ی مطلبی با عنوان از مشرقی تا کماندار که در این وبلاگ آمده بود  توضیحاتی دادند :

عباس کماندار حدود شش ماه قبل از سمت تربیت­بدنی آموزش و پرورش استعفا داد ولی پذیرفته نشد وی فصل تابستان بار دیگر بر استعفایش اصرار کرد. آمدن رحمت­اله مشرقی به پیشنهاد احمد مقنی معاون قبلی اداره بوده است.

عباس صدر شایعه تغییرات برخی از مدیران اداره را به دلیل سلیقه­ی سیاسی رد کرد و گفت برای نمونه اگر چه احمد مقنی مسئول تربیت­بدنی و امور تربیتی دیدگاه سیاسی جداگانه­ای نسبت به من دارد اما وی خود از مسئولیتش کناره­گیری کرد. وی بر انگیزه و کارایی بیشتر نیروهای جدید تاکید کرد.

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 20:49 |

گل

امسال مدرسه­ی راهنمایی ِغیرانتفاعی ِخیریه­ی شایستگان در آران و بیدگل تاسیس شد. عباس غیرتی و مسلم مکاری­نژاد که یکی دو سال از بازنشسته شدنشان نگذشته با حمایت جمعی از چهره­های علمی و اقتصادی ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 21:12 |

فتح 

زندگی پادشاهان از تاریخ حذف می­شود:

این خبری بود که اعلام و بعدها تکذیب شد. برخی­ها هم گفتند قرار نیست زندگی پادشاهان حذف شود.بلکه کمرنگ خواهد شد.البته هیچ کارشناسی درصد این کمرنگی را اعلام نکرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 23:18 |