تبليغاتX
radiomoallem

آزاد 

آزادی یکی از کلمات مقدس در تمام ادیان و کشورها و البته یکی از لوازم پیشرفت و توسعه است.کلمات ناخوشایندی مثل استبداد ، ترس ، اجبار و خفقان در دیگر سوی این مفهوم قرار می­گیرد . هیچ کشوری در دنیا مایل نیست از خویش تصویری همراه با استبداد و خودکامگی نشان دهد .در کشور ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 17:56 |

تخقیق 

یکی از مسائلی که گاه شنیده می­شود  این است که وزارت آموزش وپرورش به وزارت یا سازمانی و نهادی دیگر ملحق شود . گاه شنیده می­شود چه خوب است تربیت آینده­سازان ایران به......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 8:51 |
 

translate

خیال کردم مشکل زبان در دنیا حل شد وقتی شنیدم گوگل سامانه­ای طراحی کرده که کافی است متنی را به زبان فارسی بدهیم و این گوگل آن را به سی و پنج زبان ترجمه کند و یا مطلبی را از سی و پنج زبان به گوگل بدهیم تا آن را به زبان شیرین فارسی ترجمه کند. برای آنکه ببینم گوگل در ترجمه چه کاره مرد – یا زن !! – است داستان کوتاهی را از یکی از سایت­های انگلیسی انتخاب کردم ترجمه­ای که انجام داد بیشتر شبیه زبان اقوام یاجوج و ماجوج شد !!قسمتی از این ترجمه­ی گوگلی تقدیم می­گردد         همراه با آدرس              سایت ترجمه گوگل

Hard by a great forest dwelt a poor wood-cutter with his wife and his two children. The boy was called Hansel and the girl Gretel. He had little to bite and to break, and once, when great dearth fell on the land, he could no longer procure even daily bread.
     Now when he thought over this by night in his bed, and tossed about in his anxiety. He groaned and said to his wife, "What is to become of us? How are we to feed our poor children, when we no longer have anything even for ourselves?"

در یک جنگل بزرگ یک فقیر چوب برش را با همسر و دو فرزند خود را. پسر Hansel نامیده می شد و Gretel دختر. او کمی به نیش و به شکستن ، و یک بار ، هنگامی که کمیابی و گرانی بزرگ سقوط در زمین ، او دیگر نمی تواند خریدن حتی نان روزانه است.
      اکنون وقتی که او بیش از این شب را در تخت او را اندیشه ، و در مورد tossed در اضطراب او. او groaned و گفت : به همسر او ، "این است که چه از ما شدن؟ چگونه ما را به اشتراک کودکان فقیر ما را ، زمانی که ما به هیچ چیز دیگر حتی برای خودمان؟"

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 23:32 |

                                       فوتبال

این روزها هم خوشحالم هم ناراحت .از طرفی تلویزیون آخرین ساخته­های لورل هاردی و  چارلی چاپلین را پخش می­کند و من به دلیل علاقه به این فیلمها آنها را تماشا می­کنم . ازطرفی شنیده­ام در حوادث تهران برخی از هم میهنان کشته شده­اند.

وقتی در مسابقه­ی استقلال و سایپا 60 هزار تماشاگر استقلالی فحشهای بدبد به محمد مایلی کهن سر مربی تیم ملی دادند بعضی­ از منابع خبری نوشتند تعدادی تماشاگرنما الفاظ ناشایستی بر زبان راندند. گمان کنم حالا هم تعدادی مردم­نما اتوبوس­نما را آتشزده­نما کرده­اند و در نتیجه کشته نما شده­اند.حالا که بحث فوتبال است یاد جمله­ی افشین قطبی در هنگام پذیرش سرمربیگری تیم ملی افتادم که گفت شیرهای آفریقا منتظر شیرهای ایرانی باشند اما با تساوی ایران با کره­ی جنوبی شانس حضور در جام­جهانی آفریقای جنوبی از دست رفت  و شیرهای آفریقایی بهتر است دمشان را روی کولشان بگذارند و بروند .

 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:3 |

 

در خبرها آمده است آموزش و پرورش در نظردارد اداره­ی4200 مدرسه­ی خود را به حوزه­های علمیه بسپارد .طبق این طرح آموزش و پرورش مدرسه و معلم را تامین می­کند و فردی از حوزه علمیه یا منتخب از آنجا اداره­ی امور را به دست می­گیرد

- در سنت آموزش و پرورش ایران تعلیم و تربیت به عهده­ی علما بوده است . این افراد در شهر و روستا با دایر کردن مکتبخانه به آموزش کودکان می­پرداختند و در مراحل بعد نظامیه­ها و حوزه­های علمیه این آموزش را ادامه می­داده­اند .هرچند به دلیل نظام آموزشی غیر دولتی در بسیاری از موارد افراد عادی نیز با سوادی اندک یا بسیار مکتبخانه داشته­اند.اما باید به یاد داشت چند صد سالی است در حوزه فقط علوم اسلامی آموزش داده می­شود و اگر روزگاری از این مراکز ابوعلی­سینا ، ابوریحان بیرونی ، سعدی و حافظ بیرون می­آمد در رویکرد جدید شاهد پرورش فقیه ، واعظ و حداکثر فیلسوف هستیم.از سوی دیگر حوزه­های علمیه در صد سال اخیر دانش­آموزانی با مدرک سیکل و دیپلم پذیرفته­ و تجربه­ای برای آموزش از خردسالی تا بزرگسالی ندارد.

- در حال حاضر و طبق قانون هر فرد می­تواند نشریه یا کتاب چاپ کند و یا مدرسه­ای غیر انتفاعی تاسیس کند.اما این که آموزش و پرورش حاضر است سرمایه­ی مادی -  مدرسه و سرمایه معنوی معلم را در اختیار افرادی قرار دهد که در این زمینه تجربه­ای ندارد قابل بررسی و پرسش است. !! چگونه است که معلمی که لیسانس یا فوق­لیسانس مدیریت آموزشی دارد و 30 سال در کلاس تدریس کرده است باید برای تاسیس مدرسه­ای غیر انتفاعی محلی را اجاره و نیروی آموزشی را تامین کند اما یک فرد به دلیل ارتباط با حوزه­های علمیه می­تواند از این امکانات بهره­مند شود!!!

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 21:15 |

                                                       رای

درپی تماس­های مکرر فرهنگیان از طریق نامه ،تلفن ، نمابر ، ایمیل و مراجعات حضوری و کسب تکلیف از رادیو معلم نظر خویش را در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام می­نماییم بدیهی است هر نوع نظر در آینده تنها از طریق همین وبلاگ به اطلاع قاطبه­ی فرهنگیان خواهد رسید :

 1 - هر نوع دیدار رسمی یا غیررسمی با نامزدها یا نمایندگان آنها به شدت تکذیب می­نمایم.عبور از خیابان و دیدن تصویر یک نامزد به معنای حمایت از ایشان نیست. همچنین جمع کردن تبلیغات برخی از نامزدها تنها به منظور استفاده از طرف سفید آن است .

2 گوش کردن به دهها ساعت برنامه­ی نامزدها و خواندن بروشورهای تبلیغاتی آنها و نشنیدن و ندیدن نام و نشان آموزش و پرورش و فرهنگیان نمایانگر آن است که نباید در انتظار تحول و حتی توجه باشیم.پیشنهاد می­شود به دلیل تسلط مفاهیم اقتصادی نام وزارت آموزش و پرورش به وزارت سرمایه­گذاری انسانی و کلمه فرهنگی به سرمایه­آفرین انسانی ، دانش­آموز به سرمایه­پذیر  تغییر کند . بدیهی است تمام عبارت و مفاهیم وزارت سرمایه­گذاری انسانی باید به واژه­هایی با ارزش اقتصادی تبدیل شود.

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 7:44 |
                                        

امتحانات نیم­سال دوم با تمام حساسیت­های آن به پایان رسید.در وقت معین کتابها را تمام کردم . دانش­آموزان برنامه­ی امتحان گرفتند.امتحانات شفاهی با دقت گرفته شد. سوالات امتحانات ،استاندارد طرح شد. صندلی­های دسته­دار در سالن چیده شد. دانش­آموزان آمدند و نوشتند و رفتند. با خودکار قرمز امتحانات نمره داده شد.مدیر مدرسه با خودکار سبز ورق­ها را بازبینی کرد .کارشناسان خبره­ی اداره آمدند و از بین ورقه­ها تعدادی را انتخاب کردند و به دقت بررسی کردند.در امتحان ریاضی هر سوال و مساله دارای بخشهایی است و نمره­ی هر سوال باید براساس تعداد بخشهای درست باشد.در امتحان املا نگذاشتن یک تشدید ، همزه ، نقطه و حتی دندانه باعث کم شدن نمره­هایی از یک چهارم تا نیم می­شود. بعد از نمره دادن و بازرسی مدیر و کارشناسان ، نمره­ها با خودکار مشکی وارد لیست شد.در صورتی که هر لیست کوچکترین خط­خوردگی و یا خدشه­ای داشته باشد باید از نو نوشته شود. لیستها بعد از تکمیل به اداره ارسال می­شود تا کارنامه­ی رایانه­ای دانش­آموزان در بخش امتحانات صادر شود. خوشبختانه تمامی دانش­آموزان کلاس من مثل دیگر دانش­آموزان مدرسه­مان از این امتحانات سربلند بیرون آمدند . خوشبختانه دانش­آموزان مدرسه شیفت مقابل ، مدرسه مجاور و دیگر مدارس ابتدایی هم امتحانات خود را با موفقیت سپری کردند.تابستانی آرام و شاد را برای تمام دانش­آموزان ، معلمان و مدیران از ایزد منان خواهانم.

 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 18:36 |

                                                

روی میزی نشریه­ای قرار دارد با کنجکاوی آن را برمی­دارم "زمزمه" تاکنون این نشریه را ندیده­ام با دقت آن را ورق می­زنم. در حوزه­ی آموزش و پرورش است. صاحب نشریه اشتیاق مرا می­بیند و می­گوید : به آن نیازی ندارم ببر. در خانه فرصت می­کنم دقیق­تر آن را بخوانم. دیگر نشریات آموزش و پرورش مثل رشد و پیوند و نگاه دولتی و وابسته به وزارتند اما صاحب امتیاز زمزمه کانون تربیت اسلامی است.نامی که چندان به گوشم آشنا نمی­آید پیش از این تنها یک نشریه با رویکرد آموزش و پرورش و غیردولتی دیده­ام. "قلم معلم" که صاحب امتیاز آن انجمن صنفی معلمان است. سرشار از شور و حرارت و فریاد .نامه­ای به قلم معلم می­نویسم اما یکی دو روز بعد خبر بسته شدن این نشریه به گوش می­رسد .اما زمزمه فریاد ندارد مثل صدای رودخانه­ای که آرام می­گذرد انسان را به آرامش می­رساند . به گمانم اگر هزار شماره­ی آن هم چاپ شود فردی را ناراحت نکند.تعدادی از مطالبم را که راجع به مسائل آموزش و پرورش است را روی سی دی می­ریزم و به همراه نامه­ای برای زمزمه می­فرستم. چندی بعد در مدرسه­ام که تلفن همراهم به صدا درمی­آید می­گوید فرشیدی هستم از نشریه زمزمه ، مطالبتان رسید تشکر می­کنم. نامش و صدایش برایم آشناست. می­گوید وزیر سابق آموزش و پرورشم. می­گویم دیگر وزیران بعد از پایان وزارت با تعلیم و تربیت وداع می­کنند. می­گوید من از زمان رجایی آمده­ام و دغدغه­ی اصلی من آموزش و پرورش است و بعد ادامه می­دهد که مطالب جدیدت را برای زمزمه بفرست. می­گویم مطالبم روی وبلاگ هست. با ذکر منبع از آن استفاده کنید. اما وزیر سابق اصرار دارد مطالب به صورت نامه یا دورنگار ارسال شود. بسیاری گمان می­برند اینگونه اعتبار نوشته بیشتر است .

برای دیدن اطلاعاتی راجه به ماهنامه زمزمه اینجا را کلیک کن.

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:52 |

قلم 

آخرین روزهای خرداد بود . توی دفتر معلمها نشسته و سرگرم تصحیح ورقه­های امتحانی بودند. مدیر مدرسه با تلفن حرف می­زد. این چند روزه مهمترین پرسش خانواده­ها ، زمان دریافت کارنامه بود و از  مدیر و معاونان می­شنیدند اول ماه تیر.خدمتگزار مدرسه با سینی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:46 |

 

                                               

 از تمام آدمهایی که هفته معلم را تبریک گفتند سپاسگزارم . امسال هفته­ی معلم ویژگی خاصی داشت و آن هم همزمان شدن این هفته با بزرگداشت روز پرستار بود  و افرادی که اینجا و آنجا سخنرانی می­کردند علاوه بر تبریک روز 12 اردیبهشت به یک میلیون و چند صد هزار فرهنگی این روز را به چند میلیون کارگر و چند صد هزار پرستار هم تبریک   می­گفتند. البته این کار نوعی صرفه­جویی است و من از این فرصت استفاده می­کنم و پیشنهاد می­دهم تمام روزهای این گونه­ای  در روز 12 اردیبهشت گرامی داشته شود. تا بقیه­ی روزهای تقویم نفسی به راحتی بکشند!! چند روز قبل پرده­ای را دیدم که رئیس یکی از شعبه­های بانک !! روز معلم را به عموم فرهنگیان تبریک گفته بود. با خودم گفتم اگر قرار باشد افراد مشاغل مختلف پرده­ای بنویسند و نصب کنند از چه جمله­ای استفاده می­کنند. این نمونه­هایی از آن جمله­هاست:

معلم ثابت کرده است با سپرده­ی اندک می­توان ضامنی معتبر بود. ، بانک ما بانک شما

                                                                            رئیس بانک

معلم جریان مداوم نور را در سیمای جامعه می­ریزد.

                                                     یک برق کش

اگر به جامعه­ای با زیربنای مناسب و مصالح و نقشه­ی عالی نیازمند باشیم قدر معلم را بیشتر می­دانیم.

                                                              یک بنا

صدای نبض تلاش یک معلم را با هیچ گوشی­ای در مدرسه نمی­توان شنید.

                                                                                یک پزشک

معلم از دل دریای ذهن دانش­آموز ، نفت سبک تربیت و خلاقیت را استخراج می­کند . هرچند کار در روی سکوهای نفتی به دلیل دوری و شرایط ،  بسیار سخت­تر از معلمی است.

                                                  کارمندی از شرکت حفاری نفت

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:49 |

                                           علیرضا علی احمدی

در آستانه­ی انتخابات آدمهای زیادی حرفهای زیادی می­زنند.که بعضی از حرفها  بعضی از آنها را می­شود فهمید و برخی را نه !!! مثلاً وقتی وزیر محترم  آموزش و پرورش با خبرگزاری ایلنا خبرگزاری کارگرهای کشور !!- مصاحبه و می­گوید :

مطمئناً در این انتخابات با سوء استفاده‌های احتمالي که در زمان انتخابات ریاست جمهوری از نام و شان فرهنگیان صورت می‌گیرد مقابله می کنیم و نمی گذاریم شان و مقام معلم بر پایه بازی‌های سیاسی جناح‌های مختلف کشور قرار گیرد.

و تو هر چه فکر می­کنی نمی­فهمی :

چه افرادی قرار است از نام فرهنگیان سواستفاده کنند و آیا نامزدهای انتخاباتی حق ندارند راجع به آموزش و پرورش حرف بزنند!!

و وزیر محترم با چه ابزار و قانونی می­خواهد از چیزی که مصداق آن مشخص نیست دفاع کند!!!

اما راستی اینکه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری راجع به آموزش و پرورش و فرهنگیان حرف بزنند خوب است یا بد ؟ به گمان من اگر این اتفاق رخ دهد نشانگر اهمیت آموزش و پرورش است. متاسفانه در دوره­های اخیر انتخابات یاست جمهوری ،  مسایل فرهنگی و به ویژه آموزش و پرورش از یادها رفته است و نامزدها تنها به راهکار خود برای بهبود شرایط اقتصادی می­پردازند. شاید اگر وزیر محترم ما این گونه اظهار نظر می­کرد بهتر بود:

نامزدها  باید در ارائه­ی برنامه­های انتخاباتی خود نگاه خاصی به آموزش و پرورش داشته باشند  زیرا توسعه کشور بدون فراهم آمدن نیروی انسانی کارآمد امکان­پذیر نیست.وزیر آموزش و پرورش ما در ادامه افزود نامزدهای انتخاباتی باید راهکار خود را  برای بهبود آموزش و پرورش اعلام نمایند تا فرهنگیان ، دانش­آموزان و خانواده­های آنها با مقایسه این برنامه­ها نامزد اصلح را انتخاب نمایند.

 منبع خبر : ایلنا - همین جا را کلیک کن

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:48 |

شطرنج

اين روزها فرصت كمتري براي وبلاگ نويسي دارم.چون احساس مي كنم به دليل تفكرات اشتباه    گذشته ام از بسياري از حق و حقوقم محروم شده ام و با كلنگ به ريشه ي خوشبختي ام تيشه زده ام. وقتي نگاهي به فرمهاي ارزشيابي ام مي كنم از خودم خجالت مي كشم و با خودم مي گويم تو با اين همه ادعا چرا بايد اين همه كمتر از معلمان هم دوره ات  امتياز بگيري !! درست ۵ شهريور امسال بود كه معلمهايي با چند سال سابقه ي كمتر از من به مدارس شهر رفتند و من مجبو ر شدم روستايي به فاصله ي ۲۰ كيلومتري را انتخاب كنم و هر روز علاوه بر دادن كرايه ، يكي دو ساعت را با رفت و امد بگذرانم و يا دو سه سال قبل بود كه معلمي كه فقط نيم امتياز ناقابل از من بيشتر داشت گروه گرفت .

بنابراين امسال براي نيل به اين هدف متعالي راهكار حضور حداكثري را در اولويت سياستهاي خودم قرار داده ام. در اين راستا تكيه بر توانمنديهاي فردي جايگاه ويژه اي دارد براي نمونه وقتي مي توان با صرف يك ساعت مقاله اي نوشت چه ضرورتي دارد انسان وقتش را با امري غير ضرور مثل وبلاگ نويسي تلف كند. طي يكي دو ماه اخير مقالاتي راجع به بهداشت روان ، بورس ايران و چشم انداز آن ، غدير خم و عيد مبعث ،نقش بازارچه هاي مرزي در جلوگيري از قاچاق كالا ، جايگاه فرهنگيان در مقابله با تهاجم فرهنگي و ديدگاه باباطاهر عريان در بحران اقتصادي غرب نوشته ام. در نوشتن مقاله انچنان توانمند شده ام كه كافيست از فرهنگ لغت به صورت اتفاقي سه كلمه را انتخاب كنيد تا من راجع به تاثيرات آنها چند صفحه بنويسم.امسال براي نخستين بار در مسابقات پرسش مهر شركت كردم و توانستم در شهرسان و در بخش داستان رتبه بياورم.

 مقداري از وقت من صرف ورزش و شركت در مسابقات ورزشي مي شود.مسابقات ورزشي معلمان ، در رشته هاي فوتبال ، واليبال شطرنج و پينگ پنگ برگزار مي شود. متاسفانه من به جز تنيس در هيچ رشته اي مهارت ندارم . هنگامي كه چند سال قبل در مسابقات تنيس شركت كردم موفق شدم در بين ۴ نفر چهارم شوم. بنابراي دور رقابتهاي ورزشي را خط كشيدم. اما امسال وضع فرق دارد. من در تمام رشته ها تمرين مي كنم و مسابقه مي دهم شايد بتوان حتي در يك رشته سوم شوم و تقديرنامه بگيرم.الان هم بايد بروم و كتاب آموزش شطرنج بخوانم .

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 و ساعت 0:0 |

فيلم مرد ۲ هزار چهره هم تمام شد. مجموعه اي كه برخي از قسمتهاي آن مثل قسمتي كه ۶۰ چي خودش را به جاي خلبان يا مربي فوتبال قرار مي دهد بسيار جالب بود. داستان بخشهاي مختلف اين مجموعه شبيه هم بود مسعود شصت چي ناخواسته جايگزين فردي مي شد و بعد از مدتي خرابكاري به نوعي از موقعيت خود خارج مي شد . به نظر مي رسد نوشتن و تهيه اين سريال با اين روند داستاني كار سختي نباشد و مي توان سريالي ۱۰۰۰ يا ۲۰۰۰ قسمتي ساخت. البته داستان جابه جا شدن يك فرد هم موضوع جديدي در  داستان  و سينما نيست. در فيلمهاي هندي اين اتفاق بارها رخ داده است و دوقلويي در كودكي از هم جدا مي شوند يكي در خانواده اي فقير رشد مي كند و ديگري در خانواده اي ثروتمند و هنگامي كه جواني برومند شدند براي مدتي جاي خود را عوض مي كنند.

اما به نظر من اگر آقاي شصت چي به جاي يك معلم وارد كلاس مي شد هيچ اتفاق خاصي نمي افتاد. او به يكي از شاگردها مي گفت از روي درس بخوان و بعد چند سوال هم مي كرد.شايد او مي توانست ۱۰ يا بيست سال معلم بماند و هيچ اتفاقي نيفتد. او حتي مي توانست مدير يك مدرسه شود و يا مقامي اداري را قبول كند. او حتي مي توانست ۴ سال وزير هم بشود درست مانند آن وزيري كه از وزارت تعاون آمد و ۴ سال وزارت كرد و از آموزش و پرورش رفت و يا اين ديگري كه از دانشگاه پيام نور آمده است. اينجا تنها جايي است كه آشنا و غريبه  كاركردي مشابه دارند .

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 0:52 |

 آمدن روزهاي زيباي بهار را به همه شادباش ميگويم. امیدوارم سال نو برای همگان همراه با موفقیت و شادی باشد. از افرادي كه در اين يكسال با خواندن مطالب وبلاگ و نظر دادن مشوق ما بودند سپاسگزارم همچنين از مسولان نشريات رشد آموزش ابتدايي ، آرمان كاشان و بهشت پنهان به پاس چاپ مطالبي از راديو معلم .

بهمن و اسفند با نوشتن پيك نوروزي براي 5 مدرسه و 1000 دانش آموز سپري شد.

اين وبلاگ از 15 فروردين به روزرساني مي شود.
.

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 14:38 |

خواب 

همکار محترم

بگذار بخوابم در این صبح جمعه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 23:1 |

 

دیروز ، زنگ تفریح چای می­خوردم . ناگهان زیرچشمی به مدیر نگاه کردم. مدیر داشت به من نگاه می­کرد یکی از قندهایی که برداشته بودم گذاشتم . سعی کردم بسیار آرام و باکلاس چای بنوشم و بعد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 و ساعت 0:0 |

lnvsi 

فرهنگیان بسیاری در دنیای مجازی اینترنت حضور دارند برخی مطالب علمی می­نویسند و عده­ای دیگر خاطرات روزانه یا نقد و نظر .تا کنون تلاشی برای شناسایی ­ ارزش­گزاری و یا سازماندهی وبلاگهای آموزشی انجام نشده است.در حقیقت آموزش و پرورش ایران یک دنیا از معلمان عقب­تر است و هنوز در حال بررسی کتابها و مقالات فرهنگیان است.وبلاگهای معلمان از لحاظ اعتبار علمی و یا به­روز رسانی با یکدیگر بسیار متفاوت است.بسیاری از معلمان مطالبی را در وبلاگی می­نویسند و منتظرند تا عالم و آدم وبلاگشان و نویسنده­ی آن را بشناسد و امتیازی مادی یا معنوی نصیبشان شود و چون معمولاً این اتفاق نمی­افتد از دنیای اینترنت خداحافظی می­کنند و وبلاگی متروکه از آنان به یادگار می­ماند.بسیاری هم حوصله­ای برای تحقیق و نوشتن ندارند اما دوست دارند در این صحنه حاضر باشند بنابراین با کپی کردن مطالب دیگر وبلاگها و سایتها ، سند تارنمایی چل­تیکه از چهارگوشه­ی خاک مجازی را به اسم خویش به ثبت می­رسانند.در این میانه برخی از معلمان نیز وبلاگهای علمی ، ادبی و یا نقادانه دارند و به صورت مرتب به­روز رسانی می­کنند.

حدود یک سال است هر گاه وبلاگی مناسب از فرهنگیان می­بینم آن را در   بانک وبلاگهای آموزشی به ثبت می­رسانم. منتظر نظرات و انتقادات و پیشنهادات شما در این زمینه هستم.

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت 18:22 |
کبوتراصولا کبوتربازی با معلمی بسیار تفاوت دارد  .چون اول اینکه تعلیم و تربیت با اشرف مخلوقات خدا سرو کار دارد و کبوتربازی با یک نوع پرنده. به همین خاطر ما وزارت آموزش وپرورش داریم اما وزارت کبوترپرانی نداریم خیلی .......
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 22:42 |

کلاس 

مدیر  : آنکه بسیار دیر می­کند. آنکه روی صندلی چرخان می­نشیند و بیش از همه تلفن می­زند و دستور می­دهد.عیب­جو ، بخشنامه­خوان

وزیر آموزش و پرورش : آنکه خوبش کمیاب است. آنکه از مجلس کمترین رای اعتماد را می­گیرد و زودتر از همه استیضاح .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 22:55 |

               مدرسه

نعمت اله سعدآبادی یکی از مدیران فعال مدارس آران و بیدگل است که سعی می­کند با برنامه­های مختلف مدرسه­ای پرشور و نشاط داشته باشد .او همواره دوربینی همراه دارد تا برنامه­های اجرا شده در مدرسه را مستندسازی کند چندی پیش به مدرسه­اش رفتم تمامی دانش­آموزان مدرسه در حیاط و روی موکت نشسته بودند و آش می­خوردند. او چندسالی است مدیریت مدرسه محمدآباد را به عهده دارد.                       وبلاگ نعمت اله سعدآبادی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 15:54 |