خوشا
به حال گربهها!! من وقتی پیتزا
میخورم در این فکرم که آیا این غذا از مواد ارزشمندی ساخته شده یا ترکیبی از
شوری و چربیهای زیانآور است .وقتی
سبزی میخورم میاندیشم آیا با آب آبیاری شده یا فاضلاب . وقتی مرغ
میخورم میگویم شاید برای رشد سریعتر مرغها به آنها دارو
دادهاند.وقتی تن ماهی یا سوسیس و کالباس میخورم در این فکرم که برای
ماندگاری آنها از چه موادی استفاده کردهاند.وقتی کباب میخورم نگرانم
میانههای آن خوب پخته نباشد و برای آدمی ضرر داشته باشد.حتی وقتی به تخم مرغ
با گوشت الاغ نگاه میکنم مطمئنم در مکروه بودن آنها حکمتی نهفته
است.
شبانگاهان که پاکت زباله را بیرون میگذارم نگاهم به گربههایی میافتد که با اشتهای تمام منتظرند آنها را با غذایشان تنها بگذارم.




جهانی که ما در آن زندگی میکنیم با تمام پیشرفتها و توسعهاش محصول تخیل
انسان است.آدمی نخست تخیل میکند و بعد میسازد.حدود 105 سال از مرگ ژول
ورن داستاننویس فرانسوی میگذرد. نویسندهای که او را بنیانگذار
داستانهای علمی 




