تبليغاتX
رادیو معلم - عکس ، طنز و ...
Image and video hosting by TinyPic

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

ساده

                       

من آدم ساده­دلی نیستم و دوست ندارم دیگران از صداقتم سواستفاده کنند . چند هفته قبل و یک روز قبل از انتخابات یکی از مجریان تلویزیون بعد از اینکه یک­ساعت یکریز حرف زد در وقت خداحافظی گفت وعده­ی دیدار ما فردا کنار صندوق­های رای . فردای آن روز برای انتخاب به پای صندوق رفتم .اما او آنجا نبود نیم­ساعت هم منتظر ماندم اما از او خبری نشد!

نوشته شده توسط علی رضا در 19:26 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

جهشی

                                        

مدرسه1

 1 رئیس سازمان سنجش اعلام کرد کم سن­ترین داوطلبانی که در آزمون سال 86 شرکت کردند 15 نفر بودند .که 11 سال داشتند !!!!!!یعنی این آدمهای زرنگ12 سال برنامه­ی منظمی که کارشناسان محترم آموزش وپرورش برای آنها طراحی کرده­اند با 7 سال جهش در 5 سال خوانده­اند 

 2   سال قبل حدود یک میلیون دانش­آموز ایرانی مردود شدند  .بنا به گفته­ی مسئولین برای تحصیل هر فرد در سال 86 یک میلیون تومان هزینه می­شود .اگر این


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 16:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

خاطرات

                                                

کنار جاده ایستاده بودم که من را دید ایستاد و گفت : بیا برویم .  سوار ماشینش شدم حدود یک ساعت با هم حرف زدیم کم کم یادمان آمد از کلاس اول تا جهارم ابتدایی همکلاس بوده­ایم. از معلمها گفتیم از اخلاقشان از دیر آمدنها از تنبیه­ها و از همه چیز . موقع پیاده شدن گفت : راستی برادرم هم مدرسه­ی ما بود یادت هست .؟ گفتم نه .گفت مدرسه کاشانچی 6 تا کلاس داشت کلاس او از همه کوچکتر بود .گفتم :نه ! و زود درب ماشین را بستم و رفتم . در این فکر بودم من که تمام سالها در دبستان صباحی درس خوانده بودم چگونه با او این همه خاطرات مشترک یادمان آمد!!!!!!!

نوشته شده توسط علی رضا در 0:43 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387

در خواب

چه مهربان وخوش­اخلاق ودوست داشتنی است خواهرزاده­ی من


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 20:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

توضیح

عکس

با توجه به آنکه برخی از بازدیدکنندگان وبلاگ خواستار دیدن پیک نوروزی مدرسه ما بودند آن را آپلود کردیم برای دیدن آن به مطلب پیک   قسمت در ادامه بروید .

نوشته شده توسط علی رضا در 16:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم فروردین 1387

داستان

                                                          عکس

صبح که به مدرسه رفتم کنار سالن ایستاده بود وگریه می­کرد و ناظم  با خط کشی در دست بلند بلند با او حرف می­زد. درس را شروع نکرده بودم که آمد دستهایش را باز کردم آه  خدای من !!! سرخ بود با خطوطی سیاه رنگ .نگاهش کردم بغضش را فرو داد وگفت قشنگه ! گفتم بنشین .فردای آن روز نیز دیر آمد و می­گریست فرصت نکرده بود بند کفشهایش را ببندد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 15:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم فروردین 1387

شعر

عکسکاه را گل نکنید

کاهگل خواهد شد

سرتان را محکم به دیوار مقابل بزنید و نگویید چرا

     بگذارید که گاه خون بچکد از سرتان
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 22:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ششم فروردین 1387

پیک

 

برای دریافت فایل پیک نوروزی به ادامه-ی مطلب بروید 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 1:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم فروردین 1387

اردو

 

                           

 نمی­دانم کدام شبکه­ تلویزیون روز 4 شنبه­ هفته­ ی قبل سریال معلم پخش می­کرد .دانش­آموزان ابتدایی مدرسه­ای از فرانسه به اردو میرفتند.  کجا ؟ سوئیس.آنها حدود 2 هفته در آنجا میهمان مدرسه­ای بودند .اتفاقات مختلفی برای آنها رخ داد.  اما همین که با آداب ورسوم کشوری دیگر آشنا شدند و کاری گروهی را آموختند بسیار ارزشمند بود .

حدود 6 ماه آزگار است بنا دارم بچه­های مدرسه را به اردو ببرم . مدیر مدرسه مخالفت نمی­کند اما می­گوید سعی کن به فکر اردو وبیرون بردن بچه­ها از مدرسه نباشی .!!! برای رفتن به اردو یکی دو نفر باید مرا همراهی کنند اما چه کسی ؟

سال قبل در یکی از اردوهای شهرستان آران وبیدگل اتفاق ناگواری رخ داد دانش­آموزان مدرسه­ای به نیاسر رفته بودند  که یکی از آبشار سقوط کرد وبعد از یکی دو روز جان سپرد حدود یک سال است که جلسات بررسی در دادگستری برگزار می­شود .30 میلیون تومان دیه­ی اوست افرادی که مورد پرسش قرار می­گیرند عبارتند از معلم ، مدیر مدرسه ومسئولان اداره  آموزش وپرورش وشهرداری نیاسر. اما آیا برای همه یحوادث مقصری وجود دارد

 در پی یافتن مقصر نیستم اما آموزگاری که برای آنکه شاگردش مطلبی بیاموزند ویا فعالیتی گروهی انجام دهند ویا ساعاتی را با شادی بگذرانند اکنون گرفتاراست .فعالیتی که انجام آن هیچ سود مادی ویا اداری  - تشویقی - برایش ندارد. به مدیر مدرسه می­گویم به جایی می­روم که آبشار ، رود ، کوه ، دره وحتی درخت وزمین نداشته باشد می­گوید کجا ؟ می­گویم همین اطراف شهر جایی که مقداری ریگ و ماسه باشد چند سال قبل هم رفتیم حتی اگر بچه­ها از آسمان به پایین سقوط کنند اتفاقی نمی­افتد می­گوید عید نزدیک است به روزهای خوش فردا فکر کن وخودت را توی دردسر نیانداز

  

   عکس های در ادامه اردوهایی  است که در یکی دو سال قبل برده ام

تصویر آخر ممکنه خوب دیده نشه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 11:33 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

پول

                       عکس

به تمام بانک­های شهر سر می­زنم

تمام لیست­های برندگان را مرور می­کنم

برنده نشده­ام

نه یک کیلومتر اسکناس ، نه شمش طلا ونه حتی یک اتومبیل

پنج سال بود در تمام بانکها حساب باز ­می­کردم.

اما برنده نمی­شدم

وحالا 10 سال است درهیچ بانکی حساب ندارم

باز برنده نمی­شوم

تقصیر بانک نیست وقتی من بدشانس هستم.!!

نوشته شده توسط علی رضا در 22:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم اسفند 1386

عکس 

مجلس مهمترین جایگاه قانونگزاری در کشور است .وتا دو سه روز دیگر انتخابات آن برگزار می­شود متاسفانه انجمن­های صنفی فرهنگیان نتوانستند در این انتخابات رویکردی مناسب را اتخاذ کنند .اولین مشکل با یک بحث فلسفی بوجود آمد .آیا انجمن صنفی باید فعالیت سیاسی انجام دهد یا نه و البته مانند هر نظریه­ی سیاسی مخالفان وموافقانی داشت .بعد از گذر از این خوان بحث ثبت نام پیش آمد تعدادی از چهره­های شاخص انجمن صنفی که در رویدادهای یکی دو سال اخیر پرونده داشتند ثبت نام وهمان طور که حدس زده می­شد رد شدند .در مرحله­ی بعد آنها به سراغ نمایندگان دور هفتم رفتند وبه یاد آوردند کدام نماینده در سخنرانی­هایش از معلمان یاد می­کرد چهار پنج نفر شناسایی شد .یکی دونفر از آنها برای مجلس هشتم رد صلاحیت شده بودند .وبنابرای از سراسر کشور وبرای 300 صندلی یکی دو نفر شناخته شدند .اما داستان این است که این افراد در صورت انتخاب آیا  برای پی گیری امور فرهنگیان کافی است . وآیا به اندازه­ کافی فرهنگی هستند .

راستی مشکل کجاست؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط علی رضا در 21:37 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم اسفند 1386

گفتارهای خسرو

                                                     معلم

4 شنبه 8 اسفند ساعت 8 وچهل وپنج دقیقه شبکه­ی 2 را می­دیدم یک آدم تپلو ، سبیلو وعینکی به نام خسرو معتضد تاریخ می­گفت .خسرو تعریف می­کرد  :

در سال 1352 جشن­های 4 آبان در سراسر ایران با شکوه وهزینه­ی بسیار برگزار ­شد .یکی از عوامل رژیم منحوس پهلوی در کتاب خاطراتش نوشت : در میدان آزادی بودم معلمان شاگردان را آورده بودند تا رژه بروند وبه سخنرانی گوش کنند .غافل از آنکه در همان نزدیکی میدان ، سران در حال صرف مشروب بودند !!! خسرو می­گفت بیچاره معلمها که با چه شور و عشقی این بچه­ها را آورده بودند تا اینگونه آدمها به مراسمی باشکوه افتخار کنند .بیچاره معلمها

نوشته شده توسط علی رضا در 21:17 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

این روزها وقتی برای نوشتن ندارم .داستان پیک که یادتان هست .در قسمت اول این سریال نوشتم که به اداره وبعد مدیر مدرسه پیشنهاد دادم که پیکهای مدرسه را خود طراحی کنیم . معلمان هم حرفهایی پراکنده زدند مدیر مدرسه در پایان گفت اگر قول می¬دهی ما را امسال بی¬پیک نگذاری پولی به حساب استان واریز نکنم . پذیرفتم . در جلسه دوم به جز معلم کلاس اول بقیه معلمان گفتند دور ما خط بکش .. حالا من مانده¬ام طراحی پیک برای 4 پایه . البته در این یک ماهه کار 3پیک تمام شده .
نوشته شده توسط علی رضا در 7:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم اسفند 1386

دیدار با فرهنگ

                                            عکساین عکس تزیینی است

دیروز اول اسفند ساعت 12 به کاشان رفتم و یک ساعتی را با احمد فرهنگ به گفت وشنود پرداختم . او حدود 2 سال است مسئولیت آموزش وپرورش کاشان را به عهده دارد و پیش ازاین مدتی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان بوده است .احمد فرهنگ مطالب ما را در هفته­نامه­ی آرمان می­خواند و بعد به سراغ وبلاگ ما می­آید حدود یک سال است این هفته­نامه مطالب مختلف وبلاگ­های کاشان و آران وبیدگل را بازتاب می­دهد که به دکتر محمد امینی مدیر مسئول این نشریه خسته­ نباشید عرض می­نمایم وبعد علاقمند می­شود در دنیای واقعی ، نویسنده­ رادیو معلم را ببیند .در مجموع ایشان را فردی دلسوز، آگاه  و  علاقمند به راهها و روشهای جدید در حوزه­ی آموزش وپرورش یافتم .  صحبتهایی که با او داشتم مصاحبه ویا شنیدن گزارش عملکرد نبود اما  با توجه به برخی از مطالب این وبلاگ به برخی از اقدامات اشاره شد که من نیز یادآور می­شوم برای نخستن بار در سال جاری  آموزش وپرورش  شهرستان کاشان پیک نوروزی طراحی و در سطح این شهرستان توزیع می­کند .در رابطه با  تحصیل دانش­آموزان مناطق روستایی برای نخستین بار در کاشان مدرسه ­شبانه­روزی تاسیس می­شود . همچنین برای حفاظت از مدارس روستایی فاقد دانش­آموز، این مراکز با امضای تفاهمنامه_ای در اختیار شورای اسلامی روستا قرار می­گیرد .

نوشته شده توسط علی رضا در 21:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386

نمایش

                                                             عکس

روز26 بهمن 86 ، مراسم اختتامیه بیست و ششمین جشنواره تئاتر در تالار وحدت برگزار شد .در این جشنواره 197 گروه در بیش از100 مکان تهران نمایشهای خود را  به روی پرده بردند .

نمایش  بسیاری از مفاهیم تاریخی ودینی را به دانش­آموزان یاد می­دهد .بی­آنکه نیاز به سخنرانی یا پند و اندرز باشد .اما اگر دانش­آموزی خود وارد گروه نمایش شود بهره­ای بیشتر می­برد سخن گفتن را میاموزد و ارتباط بادیگران را ، حافظه­اش تقویت می­شود و مهمتر از همه اعتماد به نفس پیدا می­کند یاد می­گیرد که آدم می­تواند در هر نقشی فرو رود و طبق همان نقش سخن بگوید. تئاتر درمانی شیوه­ایست که در کشورهای توسعه یافته سابقه دارد و کتابهایی در این باره تالیف وترجمه شده است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 22:22 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386

مدازس بی مصرف

 

           عکس

در اوايل تابستان امسال به روستاي قزآن رفتم . اين روستا 5 كيلومتر بالاتر از قمصر است. روستاي قزان در دره قرار دارد و خانه‌ها روي ‌هم و به شكل پلكاني است . اگر فردي حوصله داشته باشد و از قمصر وارد بستر رودخانه شود حدود يك ساعت بعد به قزآن مي‌رسد. البته عمق رودخانه در موقع پرآبي به بيش از 20 سانتي‌متر نمي رسد و باز هم البته هر50 سال يك‌بار سيل از همين مسير عبور مي‌كند كه با توجه به سيل تابستان86 تا سال 2036 مسير امن است . اما آنچه مي‌خواستم راجع به آموزش وپرورش بنويسم اين است وقتي از بالاترين نقطه روستا اطراف را مي‌ديدم نگاهم به مدرسه‌ي بدون در و پيكر افتاد .مدرسه نسبتاً نوساز بود .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 1:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه سیزدهم بهمن 1386

روشهايي براي ­خط­خطی کردن اعصاب مدير

                                          عکس

روزهاي اول هرسال از اهميت زيادي برخوردار است سعي كنيد تا مي‌توانيد دير به مدرسه برويد وبي‌نظم باشيد .

دفتر حضور وغياب مدرسه را موقع رفتن به خانه امضا كنيد .

با معلمان بلند بلند حرف بزنيد وقتي مدير وارد شد ساكت شويد و بخنديد .

سعي كنيد ساز جدايي بزنيد اگر مدير دوست دارد همه  در مدرسه صبحانه بخورند شما قبول نكنيد اگر مدرسه صبحانه نداد شما بساط صبحانه را بچينيد

روزي 10 دقيقه از مدير سالهاي قبل تعريف كنيد.

دانش آموزان تنبل و كثيف را مبصر كلاس كنيد و روزي چند بار آنها را به دفتر بفرستيد .

اگر شما و مدير مدرسه ماشين داريد اتومبيل خود را طوري پارك كنيد كه  مدير مدرسه در طول شيفت­كاري به سختي بتواند ماشينش را بردارد

به طرح‌هاي اصلي او بي توجه باشيد.

سعي كنيد موقعي كه از اداره براي بازديد به مدرسه آمدند نواقص مدرسه را با مدير و بقيه مطرح كنيد .

نقاط ضعف مدير را در دفتري يادداشت كنيد. اشتباهات با ذکر تاریخ. روزي به كار مي‌آيد.

2 يا 3 نفر از معلمان به صورت همزمان به تلفن همراه مدير و معاونان زنگ بزنيد وبگوييد به دليل مشكل شخصي نمي توانم به مدرسه بيايم بعد تلفن خود را خاموش كنيد .

موقع رفتن به كلاس تعدادي روزنامه و مجله برداريد و به صورت واضح آن را به كلاس ببريد.

سعي كنيد به حرفهاي درگوشي مدير و معاون گوش دهيد .

 

نوشته شده توسط علی رضا در 23:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه سیزدهم بهمن 1386

صنف

میانه های آبان بود که به تهران ونمایشگاه بین المللی مطبوعات رفتم .در یکی از غرفه ها آقای حاج بابایی نماینده مردم همدان وعضو هیات رئیسه ی مجلس حضور داشت ومصاحبه می کرد .بعد از آنکه مصاحبه اش تمام شد به صورت خصوصی از او پرسیدم چرا تمام صنفها انجمن صنفی فعال دارند اما کارکرد انجمن صنفی معلمان با این همه سختی ومشکل مواجه است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی رضا در 23:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم بهمن 1386

عابر بانک

                               عکس

در روزگار ما وسایلی برای آسایش آدمی ساخته شده است که باعث می شود کارها زودتر وبهتر وراحت ترانجام شود .اما چون هنوز کشور ما کاملاً صنعتی نشده گاه این وسایل مشکلاتی را هم بوجود می آورد نمونه ی آن خودپردازهای بانک است .در شهر ما حدود 10 شعبه دارای این دستگاه است اما گاهی وقت ها هر یک بنا به دلایلی خدمتی ارائه نمی کنند .چند روز قبل به 300 هزار تومان نیاز داشتم باشادمانی از اینکه در حسابم بیش از این مبلغ موجود است از خانه بیرون آمدم کارت را در اولین دستگاه گذاشتم وکلیدها را زدم نوشت:ـ« مشتری عزیز پول موجود نیست .امروز برو فردا بیا !! »کارت را برداشتم به عابر بانک دوم رفتم پیغام داد:  آقای محترم 3 روز است دستگاه خراب شده رئیس بانک هرچی به تعمیر کار زنگ می زند طرف گوشی را برنمی دارد رئیس گفته اگه امروز پیداش نکنیم باید با تهران تماس بگیرم .به عابر بانک سوم رفتم نوشت :سلام خسته نباشی آخر برجه پول موجود نیست از دوستی، آشنایی یه مقدار دستی بگیر کارت راه بیفته تا بعد بهش پس بدی .اگر یک نفر راسراغ داری کلید1 واگه سراغ نداری کلید 2 را فشار بده  . من کلید 2 را فشار دادم روی صفحه عابر بانک این جمله ظاهر شد این دیگه مشکل خودته !!به سراغ عابر بانک بعدی رفتم کارت را توی دستگاه گذاشتم ورمز خود را وارد کردم دستگاه چند لحظه توی چشمای من خیره شد و نوشت :پول دارم زیاد هم دارم اما به تو یکی نمی دم ؟ اگه می پرسی چرا کلید 1 را فشار بده وگرنه کارت خودت را بردار وبرو .کلید 1 را فشار دادم این جمله آمدم :چون تو مشتری ما نیستی ما آخر برج فقط به مشتری های خودمون پول می دیم حالا کارتت را بردار وبرو بزار یه کم هوا بخوریم .با دلخوری کارت را برداشتم وگفتم فقط به سراغ یک عابر بانک دیگه می رم . کارت را داخل دستگاه گذاشتم نوشت: عزیز من این پنجمین عابر بانکی که سر زدی مگه تو حرف حسابی توی گوشت فرو نمی ره گفتیم آخر برجه پول نیست از یک نفر قرض کن. مگه نمی دونی تمام عابر بانک ها مثل دستگاه اعصاب به هم متصلند. امروز چوب خطتت پر شد کارت جنابعالی توی دستگاه می مونه یک ماه دیگه بیا از همین بانک مجاور تحویل بگیر .ناراحت شدم التماس کردم صفحه عابر بانک را بوسیدم اما متاسفانه کارت را پس نداد !!!!!

نوشته شده توسط علی رضا در 22:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم بهمن 1386

برف

برف 

این چند روزه ها چه قدر برف آمد .یک شنبه 2هفته قبل بود که یکی از بچه ها داد زد برف ما گفتیم شوخی می کند چند دقیقه قبلش با موتور آمده بودیم خبری نبود برف آمد . آمد برف . جدی آمد  . برگشتن با چه گرفناری با موتور به خانه برگشتیم دوشنبه ، سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه و شنبه ویک شنبه و دوشنبه تعطیل شد . نگاهمان به تلویزیون استان بود آنها می گفتند آران وبیدگل فردا سه مقطع تعطیل است .بچه ی کلاس آمادگی تعطیل است راهنمایی ودبیرستان هم تعطیل است .صبح ساعت 8 تعطیل است ساعت 11 هم تعطیل است .شاگردها تعطیلند معلمها هم تعطیلند سه شنبه چهارشنبه و پنج شنبه هم تق و لق بود.

می گفتند ساعت 9 بیایید یک بچه ساعت 9 می آمد یکی 10 یکی 11.البته فرقی هم نمی کند این که دو هفته است اگر سه ماه هم مدرسه تعطیل شود طوری نمی شود باید یک کم تندتر درس داد !!!!!.اما آیا این چند سانتیمتر برف 10 روز باید مدارس  شهر را تعطیل می کرد به گمان من اگر اختیار با ادارات آموزش و پرورش می بود و آنها حضور در مدرسه را ساعت 9 صبح اعلام می کردند این همه مدارس تق و لق نمی شد.. البته یکی دو روز به دلیل بارش برف باید تعطیل می شد.مشکل اینجاست که اصفهانیها باید هر روز از راه دور آب وهوای 21 شهرستان را بررسی ونظر کارشناسی را اعلام که مدارس برخوار وچادگان شهرضا وکاشان و نطنز وفریدونشهر باز باشد یا بسته.درحالی که دمای هوا وریزش برف در قسمت های مختلف شهرستان هم متفاوت است..!!!

یکی از روزهای برفی برای اولین بار برای گرفتن شیر یارانه ای در صف ایستادم .یکی گفت به دلیل اینکه هوا بد است وجاده ی قم بسته سهمیه ی شیر آران وبیدگل بیشتر است .به هر نفر 5پاکت شیر می رسد همه 5 پاکت می گرفتند ما هم 5 تا پاکت شیر گرفتیم . فروشنده نایلون نمی داداو می فرمود فکر می کنید هان این شیر چه قدر نان دارد که یک نایلون هم بدهم. هان . شیرها از دست سردم لیز می خورد و می افتادتوی برف . ما هم می نشستیم وپاکت های شیر را بر می داشتیم . حالا با این 5 پاکت شیر باید چه کنیم .می شود یکی دو تایش را گرم کرد وخورد در صف که بودم از یکی پرسیدم با 5 پاکت شیر باید چه کرد ؟ اون گفت ماست کن .می شود ماست یارانه ای وبعد اسم دوسه نفر را گفت که به چند مغازه می روند وشیر میگیرند ومی شود 20 یا 30 شیر پاکتی .  بعد همه را ماستش می کنند و ماست را می فروشند به مغازه دارها . کاسبی خوبی است شماچی می گید ؟

نوشته شده توسط علی رضا در 23:49 |  لینک ثابت   • 
                                                                                                                                                                                        
set as your home page>

JavaScript Codes
set as your home page